Menu
نویسنده مطلب : جواد خوانساری

مطلب مورد بحث:

چند نکته در مورد مهارت گوش دادن فعال و موثر


وقتی طرف مقابل من در حال صحبت، پی در پی مکث می‌کند، معمولاً دیگر نمی‌توانم به حرف‌هایش گوش بدهم.
 وقتی نمی‌توانم حرف خودم را مطرح کنم و فقط طرف مقابل حرف می‌زند، عصبی می‌شوم و برای مدیریت این شرایط پایان گفتگو را به اطلاع طرف مقابل می رسانم.
 
 وقتی شک می‌کنم که منظور طرف مقابل از اشاراتش، خودم هستم یا نه، معمولاً‌ از او می خواهم منظورش را به طور شفاف بیان کند.
 
 بیشترین حالت خشمگین شدن من در گوش دادن به حرف دیگران زمانی به وجود می‌آید که طرف مقابل به آداب گفتگو بی توجهی کند.
 
 وقتی یک نفر صحبت می‌کند و من شنونده هستم، بیشترین قسمت وقتم به گوش دادن عمیق به صحبت های او می‌گذرد.
 
 در صحبت‌های طرف مقابل، هیچ چیز به اندازه‌ی عدم ارتباط چشمی حواسم را پرت نمی‌کند. برای حل این مشکل هم، تلاش می کنم به شکل غیرمستقیم او را متوجه این موضوع کنم.
 وقتی کسی با سرعت خیلی آهسته (یا خیلی تند) صحبت می‌کند، اگر آنقدر تند صحبت کند که نتوانم به حرفهایش با دقت گوش کنم از او خواهش می کنم از سرعت حرف زدنش بکاهد. و همچنین است اگر طرف مقابل آنقدر آهسته و کند صبحت کند که حواسم را پرت کند.