Menu
نویسنده مطلب : رضا لطفی

مطلب مورد بحث:

پروژه پایانی درس تصمیم گیری


حدود پانزده سال پیش پس از اتمام بسیار موفق دو پروژه ساختمانی به اتفاق یکی از دوستانم که چند سالی بیشتر از من تجربه کاری داشت تصمیم به عقد قرارداد مشارکت در ساخت ملکی را بتنهایی گرفتم که این اقدام منجر به ورشکستگی زودهنگامم شد و اکنون چند کلامی با رضای آن روزها:

۱- اگر قرار باشد سود هنگفت تو در دو پروژه قبلی علی الدوام برقرار باشد با محاسبه ای سرانگشتی به این نتیجه میرسی که سی سال بعد صاحب ده درصد کل ثروت ایران خواهی شد!!!!!

بنابراین این نرخ سود و رشد سرمایه، همیشگی نیست و حتما جایی متوقف خواهد شد لذا برای هر حرکت جدیدی نگاهت بیشتر به جلو باشد تا عقب و سعی کن شرایط جدید را قبل از هر اقدامی کاملا رصد کنی. گاهی اوقات هیچ اقدامی نکردن بهتر از هر اقدامی است! میزان توفیق در کسب و کار الزاما تناسبی با حجم فعالیت ندارد و بسیاری مواقع سود در متوقف شدن و نظاره کردن و صبوریست.

۲- مهمترین ابزار برای تشخیص درست زمان انجام یا توقف در کار تحقیق و مشورت است البته مشورت با ذهن خالی!

متاسفانه تو ابتدا تصمیمت را میگیری و بعد در پی “تایید خود” دنبال جمع آوری ادله از طریق مشورت گرفتن از پیش طراحی شده میروی!

نکته مهم دیگر اینکه حتی المقدور با افراد ذینفع در قرارداد مشورت نکن که آنها بیشتر پی سود خویشند.

۳- موفقیت با هیاهو و جوگیرشدن و شلوغ کاری و توهمات عالیه اگر نگوییم نسبت عکس دارد قطعا نسبت مستقیم هم ندارد.

تصمیم گیری صحیح بیشتر نیاز به خلوت، تمرکز و دقت عمل دارد.

۴- همانطور که “فوبیای تصمیم گیری” پدیده خوش آیندی نیست، تصمیم گیری سهل انگارانه و باری به هرجهت هم عواقب وحشتناکی میتواند داشته باشد. دقت کن تفاوت حماقت را با شجاعت و شهامت در تصمیم گیری لحاظ کنی.

۵- ایکاش میتوانستی چند سالی دیگر با دوست مجربت همراه باشی و نزد وی به اندازه لازم شاگردی کنی و بعد در صورت نیاز مستقل شوی تا خود را از اتفاقات احتمالی ناخوش آیندی که گریبان گیر آماتورها میشود مصون بداری.