Menu
نویسنده مطلب : سمانه فرهمند

مطلب مورد بحث:

کمال طلبی چیست؟ کمال طلب بودن با کمال گرایی چه تفاوتی دارد؟


من هم یک کمال طلبم، این موضوع رو سالهاست میدونم. گاهی به نفعم بوده چون موجب پیشرفتم توو درس  مهارت هام شده، اما گاهی هم آزاردهنده بوده.

مثلا من برای انجام یک کاری که نیاز به تمرکز داره باید تمام فضای اطرافم نظم داشته باشه (قبل انجام کار تعیین شده به منظم سازی محیط اطرافم می پردازم و زمانم رو به این نحو از دست میدم) ، در برخی رفتارهام همه و هیچ وجود داره، هرکاری باید در بهترین حالت ممکن انجام شه، مسئول گروه میشدم ولی مدت هاست دوست ندارم باشم چون:

یادمه یکی از دوستام بخاطر اینکه توو نرم افزاری که بااون کار میکردیم ضعیف تر از من بود، من دستم تند تر بود، کناردستش که مینشستم فرمان ها رو با میانبرها اجرا میکردم و همش میگفت اینکارو کن اون کارو کن، مجالی به اون نمیدادم که خودش کار رو انجام بده تا حداقل یاد بگیره! یک بار گفت وقتی تو داری کارمو نگاه میکنی هرچی میدونم از یادم میره و استرس میگیرم. چون هردو میدونستیم که من باید حتما خودم اون کارو انجام میدادم که خیالم راحت میشد. از حساسیتم کمی کم شد چون واقعا نمیخواستم بهش استرس وارد کنم. درد این قضیه رو وقتی بیشتر حس کردم که یه دوستی که درجه کمال طلبیش بیشتر از من بود  همین احساس رو در انواع مختلف بمن وارد کرد. تازه فهمیدم که چقدر اون رفتارمن برای دوستم آزار دهنده بوده. خیلی وقته که سعی میکنم به آدم های اطرافم اجازه بدم (مجال بدم) که خودشون به سبک خودشون کاری رو که مسئولیتش رو به عهده گرفتن انجام بدن و با این کار به شعور اونها احترام هم بگذارم و سایه ی کمال طلبیه من اون ها رو آزار نده…
همه چیز هدفمند و با خاصیت باشد رو ندارم چون معتقدم باید از مسیر لذت برد، اندیشیدن به پایان هرچیز شیرینی حضورش را تلخ می کند