Menu
نویسنده مطلب : وحید دارابی

مطلب مورد بحث:

تعریف تفکر چیست؟ چه زمان‌هایی فکر می‌کنیم؟


تمرین اول:

– خواندنی‌هایی که در اواخر داشته‌ام، “تفکر، سریع و کند”، “هنر شفاف اندیشیدن”، “حاج آخوند”.

– هر شماره که “اندیشه پویا” منتشر می‌شود، در موضوعاتی مجبور به فکر کردن می‌شوم و غالبن نگاهم کمی تا زیاد تغییر می‌کند.

– در صحبت با افراد نزدیک و معتمدم به فکر می‌روم که من، او یا ما درست می‌گوییم یا نه؟ (البته نه اغلب!)

– مطالبی که از “عباس عبدی”، “احمد زیدآبادی” و “عبدالله گنجی” می‌خوانم نیز اغلب مرا به فکر وا می‌دارد.

– می‌دانم فیلم دیدن بسیار خوب است! اما متاسفانه این عادت از سرم افتاده!

تمرین ۲:

– خواندن، خواندن و خواندن! آدم‌ها هر قدر متفاوت‌تر و متناقض‌تر بخوانند برایشان بهتر است. البته که کتاب‌های نغز و شهره از آدم‌های روشن‌فکر از پاورقی‌ها بهترند اما همان پاورقی‌ها از نخواندن بهترند.

– فیلم و تاتر می‌توانند تجربیات و فهم آدم‌ها را زیاد کنند، حتا فیلم‌های تخیلی و فانتزی.

– سر به تو بردن و با خود حرف زدن هم می‌تواند تو را دگرگون کند، خواه در پیاده‌روی، ورزش، مراقبه، لمیدن یا هر وضعیتی

از یک جایی به بعد توانایی تشخیص آدم در تشخیص خوب و بدش، سره و ناسره‌اش خود به خود زیاد می‌شود و آنچه مناسب‌اش هست را پیدا می‌کند و خود به خود ارتقا پیدا می‌کند!