Menu
نویسنده مطلب : زهرا وفائیان

مطلب مورد بحث:

جملاتی از اروین یالوم | نویسنده‌ی کتاب وقتی نیچه گریست


سلام

خطاب به شهرزاد که امروز پدرش را از دست داد و همدرد شدیم…

بدون شک تاثیر قلم اروین د یالوم بر نگاه من در زندگی غیر قابل انکار است. هر جمله ای که از او خواندم و هر صفحه ای که از کتاب هایش ورق زدم ؛ انگار آفتابی بود که بر من تابید و بارانی بود که بر من بارید.

از بین تمام آنچه که از او خوانده ام ؛ هیچ چیز به اندازه دو خطی که در کتاب ” موجودات فانی ” خواندم برایم تاثیرگذار نبوده است.

وقتی که یالوم در مقابل مراجعی نشسته که پدر خود را در کودکی از دست داده است. او اکنون مردی موفق ، ثروتمند و محترم است و مجددا زمانی که داشته به دوستی که بیست سال از خودش بزرگتر بوده احساس پدر – فرزندی پیدا می کرده ؛ ناگهان او را هم بر اثر یک خودکشی بی مقدمه از دست می دهد. مردی که روبروی یالوم نشسته است غمگین تر از اکنون من و شهرزاد است.

یالوم خطاب به مراجع اش :

” گاهی اوقات دوست دارم برای تو نقش یک پدر را داشته باشم اما بیش از آن ؛ دوست دارم به تو کمک کنم از مرحله نیاز داشتن به یک پدر عبور کنی ”

فکر کن !

از مرحله نیاز داشتن به یک پدر عبور کنیم …

احساسی بسیار دور ولی قوی بنظر می رسد.

 

سرت سلامت باد اروین د یالوم