Menu
نویسنده مطلب : سحر شیوایی

مطلب مورد بحث:

تعریف ادراک و عوامل موثر بر آن


مدت ۱۰ سال سابقه کار به عنوان مدیر میانی یه شرکت تولیدی دارم، از نظر ذهنی آدمی هستم که اصولا توجهم به جزییات اطرافم زیاد هست و می‌تونم مسائل رو به هم ربط بدم.
مدت‌ها مدیر عامل اعتقاد داشت که من آدم انتقاد ناپذیری هستم چون در اکثر موارد سریع جوابش رو می‌دم و دائم اشتباهات و مشکلات رو یادآوری می کردم. این موضوع دو بار خیلی شدید باعث تنش شد. بعد دقیقا فهمیدم بحث همین درک دو طرفه هست که در اون موضوع‌ها یکسان نبوده.

من به واسطه حضور مداومم در کارخانه اطلاعات بیشتری نسبت به مدیر عامل داشتم که در دفتر حضور داشت، بنابراین نسبت به جزییات آگاه‌تر بودم.
 مدیر عامل چون دید کلی‌تری نسبت به همه ابعاد سازمان داشت، نقشه راه درست‌تری نسبت به من در ذهنش داشت.
اختلاف سنی من و مدیر عامل کمتر از دو سال هست و در اون بازه زمانی ایشون یه مدیر عامل خانم جوان بودن که هنوز به توانایی‌های خودشون باور نداشتند.

حالا هر دو طرف با توجه به اعتمادی که به هم داریم، سعی می‌کنیم حرف رو تا آخر گوش بدیم. از تکنیک ۵wh question استفاده کنیم که حرفمون کاملا واضح باشه. مسائل رو روی کاغذ می‌نویسیم که مشکلات بیشتر خودشون رو نشون بدن و در صحبت‌هامون به نکات مثبت حرف هم اشاره می‌کنیم.