Menu
نویسنده مطلب : علیرضا رضایی نسب

مطلب مورد بحث:

روش های تصمیم گیری | آشنایی با سیستم یک و دو در فرایند تصمیم گیری


۱- در بیشتر تصمیم گیری هایم سیستم یکی عمل میکنم و این به سرعت کارم کمک میکنه و البته بعضا مشکلاتی هم به بار میاره. چند سال پیش تصمیم گرفتم از یک شهرک کوچک صنعتی کنار کارخانه علیرغم اینکه خود و خانواده ام از یک آسایش نسبی در آنجا برخوردار بودیم به مرکز استان نقل مکان کنم در حالیکه به هیچ وجه آمادگی این کار را نداشتیم و هیچ چیز آماده نبود. نه محلی برای سکونت و نه حتی شرایط کاری مهیا بود ولی من تصمیم خودم را گرفته بودم و به آن عمل کردم. یادم هست روز اول مهر روز پنجشنبه بود ما هنوز در شهرک بودیم و بچه ها باید به مدرسه های جدیدشان در مرکز استان میرفتند! صبح زود خانوادگی سوار ماشین شدیم حدود ۱۶۰ کیلومتر رانندگی کردم به مرکز شهر رسیدیم و بچه ها را به مدرسه بردیم و تا موقع تعطیلی جلوی در مدرسه با خانمم توی ماشین نشستیم و زنگ که خورد بچه ها را سوارکردیم و برگشتیم شهرک! روز سوم مهر ماه ما در شهر جدید ساکن شده بودیم به طور معجزه آسایی اسباب کشی کردیم و در یک آپارتمان مستقر شدیم، همان شب اول هم مهمانی دادیم و عده ای از فامیلهایمان به دیدنمان آمدند!

این تصمیم کاملا سیستم یکی اتخاذ شده بود ولی از نتیجه راضی بودم.

۲- برای خرید خانه در یک بازه دو ماهه حدود ۵۵ واحد مسکونی را بازدید کردیم آنهم در روزهای تعطیل آخر هفته و یکی دو روز مرخصی. در یک فایل اکسل جدولی درست کردم حاوی شرایط، مزایا و معایب هر واحدی که بازدید میکردیم و به هر آیتم یک امتیاز داده میشد و در نهایت رنگ سطر مربوطه تغییر می کرد و رنگ نشان دهنده میزان نزدیکی آن واحد خاص به شرایط ما و در نهایت واحدی را خریداری کردم که از هر لحاظ عالی بود و هر کس میدید تحسین میکرد. این تصمیم در واقع با سیستم دو اتخاذ شده و نتیجه هم کاملا رضایت بخش بود.

چند ماه بعد که شرایط اسکان ما در شهر جدید بهبود پیدا کرده بود تصمیم به تغییر منزل کردم و ایندفعه با سیستم یک وارد عمل شدم و بطور ناگهانی در یک فاصله بسیار کوتاه و ضربتی واحد مسکونی جدیدی با امکانات بهتر و استقلال بیشتر خریدم و برای تامین وجه به شدت به دردسر افتادم چرا که منزل قبلی به راحتی فروش نمی رفت. به هر تقدیر درست شد ما جابجا شدیم از فردای جابجایی متوجه شدم اصلا آنطوری که فکر میکردم نبوده و تصمیم به شدت اشتباهی گرفته ام! شرایط اینقدر سخت بود و البته برای همسرم سخت تر.

از فردا دو باره پروسه جابجائی شروع شد و اینبار دوباره با سیستم دو کار را دنبال کردم و توانستم شرایط خوبی را برای خانواده مهیا کنم.

خلاصه در یک فاصله زمانی کمتر از دوسال چهار بار اسباب کشی کردیم تا بالاخره یک جا استقرار گرفتیم! (تصورش را بکنید کارگرانی که برای اسباب کشی می امدند می پرسیدند شما همین چند ماه پیش به اینجا نیامدید؟ پس چرا دارید جابجا میشین؟)

پی نوشت: جابجائی از یک شهر به شهر دیگر، خرید یک واحد مسکونی، تغییر مکان از یک جا به جای دیگه، اینها هیچ کدام نیمتوانند سیستم یکی باشند و بهتر است از سیستم دو برای اینگونه تصمیمات اقدام کرد. اما من از اینکه در این موارد هم بعضا سیستم یکی عمل کرده یا میکنم علیرغم هم مشکلاتی که داشته ام پشیمان نیستم چرا که همه و همه باعث ایجاد تغییر در روند زندگی ام شده است!