Menu
نویسنده مطلب : محمدرضا زمانی

مطلب مورد بحث:

انواع بازارها: بازار هدف، بازار آماده، بازار بالقوه، بازار تحت نفوذ


سلام

۱- به این حوزه ها بیشتر علاقه دارم: بازاریابی و تبلیغات؛ مشاوره کسب و کار؛ کسب و کارهای دیجیتال؛ صنعت لوازم خانگی

۲- کارخانه آب معدنی

اگر فرض کنیم نگاه شرکت (فعلا) بین المللی نیست، فکر می‌کنم بازارهای آب معدنی به صورت زیر باشند:

– درباره بازار بالقوه، احتمالا بتوان “کل انسانها” را به دلیل نیاز حیاتی به نوشیدن آب، جزو بازار بالقوه به حساب آورد. هرچند شاید رواج «دستگاه‌های تصفیه آب خانگی» به عنوان وسیله‌ای برای تامین آب بهداشتی و تصفیه شده، و از طرفی داستان آلودگی برندی معروف در آب معدنی (+)، تمایل به نوشیدن آب معدنی را در بین افراد کمی کاهش داده و در نتیجه بازار بالقوه کوچک‌تر شود.

– بازار آماده‌ی این محصول، شامل افرادی خواهد بود که تمایل دارند برای آب آشامیدنی خود، بیشتر هزینه کنند. همچنین، با توجه به اینکه در تمامی نقاط کشور آب معدنی به‌آسانی یافت نمی‌شود (مثل روستاها)، محل عرضه آب معدنی در دسترس آنها باشد.

– بازار هدف می‌تواند بسته به عوامل متعددی (مثل ظرفیت تولید، استراتژی شرکت، …) یک یا چند مورد از موارد زیر باشد:

* یک: انتخاب بازار هدف با توجه به محل عرضه: هایپرمارکت‌ها؛ سوپرمارکت‌ها؛ فست فود، اغذیه فروشی و رستوران‌ها؛ سوپرمارکت‌های خاص (بین راهی یا درون نمایشگاهی یا …)

* دو: انتخاب بازار هدف با توجه به منطقه جغرافیایی: تقسیم کشور به استان‌ها؛ شمال، شرق، مرکز و …؛

بازار تحت نفوذ، در ابتدا، چون هیچ کس از محصولات ما استفاده نکرده، صفر بوده و به تدریج با فروش محصول رشد می‌کند.

– فکر می‌کنم اطلاعاتی که برای تخمین این بازارها بعد یکسال باید از طریق تحقیق بازار بدست بیاریم، شامل این موارد باشد:

برای تخمین بازار بالقوه، اطلاعاتی مثل پیش‌بینی وضعیت آب در کشور و روند و فرآیند مجوز واردات دستگاه‌های تصفیه آب یا احداث کارخانه تولید این دستگاه‌ها در کشور که می‌توانند بازار بالقوه آب معدنی را تغییر دهند؛ برای تخمین بازار آماده، اطلاعاتی راجع به وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم طی یک‌سال آینده؛ و برای تخمین بازار هدف و بازار تحت نفوذ، میزان فروش رقبا، نقاط قوت و ضعف برنامه‌های فروش آنها و برآورد میزان شانس ما برای رفع نقاط ضعف و بهبود نقاط قوت می‌تواند مفید باشد.

۳- موارد زیر، می‌توانند مصداق‌هایی از این ۴ بازار برای وبلاگی با موضوع «نکاتی درباره‌ی تربیت فرزندان» باشد.

– بازار بالقوه: والدین/ پژوهشگران، اساتید و دانشجویان رشته‌های مرتبط با علوم رفتاری کودکان/ مربیان مهدکودک ها و معلمان مدارس.

– بازار آماده: افرادی که ابزار دسترسی به اینترنت و همچنین وقت و حوصله کافی برای دسترسی به وبلاگ را دارند مثل مادران خانه دار و دانشجویان علاقه‌مند برخی رشته‌های علوم انسانی.

– بازار هدف: بنظرم انتخاب درست بازار هدف و پاسخ به سوال “برای چه کسانی می‌خواهم بنویسم؟” بسیار مهم باشد. چرا که -برای مثال- در نوشته‌های با مخاطبان دانشگاهی، نوشتن به زبان علمی و بکار بردن اصطلاحات تخصصی مزیت محسوب می‌شود، در حالی که برای مخاطبان از قشر افراد عادی (مثل مادران خانه دار)، پوان منفی محسوب شده و با این افراد باید با زبان عامیانه‌تری سخن گفت.

– بازار تحت نفوذ: بخشی از جامعه که مطالب وبلاگ را می‌خوانند.

نکته‌ای که در این بخش به ذهنم می‌رسه، اینه که چون در اینجا بازار (سمت تقاضا) در واقع مخاطبین وبلاگ هستند، شاید بهتر باشه بجای کلمه‌ی «بازار» از «مخاطبین» استفاده کنیم تا شناسایی و فکر کردن درباره‌ی بازار ها راحت‌تر و بهتر بشود. مثلا بجای «بازار هدف» بگیم «مخاطبین هدف».

۴- فکر می‌کنم دلایل زیر می‌توانند بخشی از دلایلی باشد که ما صرفا بخشی از بازار آماده را به عنوان بازار هدف در نظر بگیریم (و نه تمام آن‌ را):

– محدودیت تیراژ تولید یا محدودیت سرویس‌دهی به مشتریان (و عدم توانایی برای افزایش ناگهانی ظرفیت آنها)

– در عرضه آزمایشی محصولی نو به بازار، با اهدفی مثل: تست کارایی و رفع ایرادات احتمالی؛ برآورد کشش بازار از لحاظ قیمتی (محصول جدید است و نمی‌دانیم آن‌ را چند باید بفروشیم!)

وقتی در حوزه ای اولین هستیم و دیوار‌های ورود به صنعت بسیار بلند است یا در آن حوزه‌ (یا برند) انحصار کامل داریم (بطوری که عملا در کوتاه مدت رقیبی نمی‌تواند بوجود بیاید)، ممکن است با اهدافی چون حداکثر کردن تبلیغات دهان به دهان، افزایش جذابیت و حداکثر کردن قیمت (به منظور ماکزیمم کردن سود) فقط بخش خاصی از بازار را هدف بگیریم. مثلا عرضه صرفا اینترنتی محصولی خاص (شبیه کاری که دیجی‎‌کالا برای برخی کالاها می‌کند).