Menu
نویسنده مطلب : شیرین

مطلب مورد بحث:

وانمود کن ناشنوایی تا سرانجام ناشنوا بشوی


حدس می‌زنم متمم قبل از اینکه این محتوای خوندنی رو منتشر کنه تو دلش گفته امروز یه محتوا بذارم که شیرین‌ها رو خوشحال کنه(با استناد به درس تعریف پرسونای مخاطب؛ چه از خودراضی:) ) از بس به هر بهونه‌ای در ستایش این کتاب و نویسندش مستقیم و غیرمستقیم، سخن پراکنی کردم. واقعا هم خوشحال شدم.
حکمت شادان یکی از اون کتاباییه که انتخاب یک بهترین متن ازش برام خیلی سخته. هر قطعه اش یادآور مقطعی از زندگیمه و زمانی همدم تنهایی‌های من بوده. البته هنوز هم ارادت خاصی نسبت بهش دارم. چه جمله‌های کوتاه و بلندی از این کتاب و بقیه آثارش بوده که ذهن من رو ساعت‌های طولانی به خودش مشغول کرده، چون چیزی نمی‌تونستم ازش درک کنم. ولی با این وجود لذت می بردم از خوندنش.
با اینکه گاهی خیلی از صحبت هاش رو عمیقا متوجه نمی شدم ولی زمانی یکی از فانتزیام این بود که برم زبان آلمانی رو به عشق نیچه یاد بگیرم تا آثارش رو به زبون خودش بخونم، چون احساس می کردم ترجمه چنین اندیشه ژرفی نمیتونه کار هر کسی باشه. چنانکه خودش تو همین کتاب، در باب ترجمه هم حرف زده و نحوه ترجمه آثار یونانیان توسط رومیان رو نکوهش میکنه و ترجمه رومیان رو نوعی تسخیر و سرقت ادبی می دونه.(صفحه ۱۴۲)
اگه بخوایم با دید تجاری به این پاراگراف نگاه کنیم شاید بشه گفت یه جورایی یادآور استراتژی رقابتی مایکل پورتر هست و میتونه پیامش این باشه که در این زمانه پر از های‌و‌هوی بهتره به دنبال ایجاد یک مزیت رقابتی پایدار باشیم که مجبور نشیم برای دیده شدن دست به دامن راه حل های غیر پایدار، با قابلیت تقلید بالا توسط رقبا، بشیم و یا بهتره در سکوت بر گوشه کوچکی از بازار تمرکز کنیم.

البته نیچه به طرق مختلف در نکوهش سر و صدا و قیل‌و‌قال دنیای بیرونی سخن گفته؛ مثلا در همین کتاب، جایی درباره خطر صدا میگه:
—“انسان با صدای بلند از فکر‌کردن درباره چیزهای ظریف تقریبا عاجز است.” و در ادامه میگه:
—“من اشخاصی را که مجبورند برای جلب توجه مانند بمب منفجر شوند دوست ندارم. انسان در نزدیک این افراد همیشه در خطر از دست دادن حس شنوایی خود و حتی چیزی بیشتر از آن به سر می‌برد.”(صفحه ۲۲۹)

به نظر من خود نیچه توصیه این پاراگراف فارسی رو به شدت به کار بسته، که اگر چنین نبود ما اکنون از شنیدن سر و صدای بلند ذهن و دنیای درونش محروم بودیم. بهتره همینجا سخن رو کوتاه کنم چرا که این اندیشمند رند که نشانه هایی از لسان الغیب بودن هم داره، درباره پرحرفی افرادی چون من نیز نظر داده و در باب نویسندگان پرحرف گفته امثال بنده از بازگوکردن یک چیز به صد گونه تازه لذت می برن! (صفحه۱۵۷)
بنظرم خوندن این کتاب(pdf) خالی از لطف نیست.