Menu
نویسنده مطلب : محمد نصیری

مطلب مورد بحث:

انضباط شخصی | نظم شخصی یا نظم درونی چیست؟


فکر میکنیم یکی از دلایل نارضایتی های من از زندگی خودم همین نداشتن نظم شخصی باشه منکه فکر میکردم یک آدم منظم هستم و صرفا مرتب بودن خودم و کیفم و میزم و کتابخونه ام رو جزو نظم شخصی میدونستم حالا فهمیدم اکثرجاهایی که حالم خوب نبوده به دلیل نداشتن نظم ضخصی و پایه اون تحلیل منطقی بوده.

چند سال پیش در شرکتی به عنوان کارآموز طراح وب فعالیت میکردم کاملا رایگان که پیشنهاد خودم بود که بتونم جدا از انگیزه های مالی خودم رو بسنجم که ایا به این کار علاقه دارم یا نه و بعد از ۳ الی ۴ ماه تبدیل شدم به یکی از کلیدی ترین اعضای اون کسب و کار به طوریکه پروژه های بسیار مهم به من واگذار میشد که پیش بروند اما عادتی که داشتم این بود شبها مسیری رو پیاده روی میکردم و با خودم حرف میزدم و احساس میکنیم از روی نداشتن تحلیل منطقل کاملا احساسی تصمیم گرفتم کار کردن برای دیگران رو رها کنم و کسب وکار خودم که قرار بود یک فروشگاه آنلاین برای کالاهای هنری باشه راه اندازی کنم با توجه به نیازی که احساس میکردم در جامعه باشه اون زمان غیر از یکی دو تا فروشگاه فروشگاه دیگیری فعال نبود و من از کارم در شرکت جدا شدم و ۲۵ میلیون تومان سرمایه هم از پدرم کمک گرفتم و شروع کردم به راه اندازی پروژه طبق یک وسواس و کمال طلبی بیش از حد تا جاییکه در شروع کار طراحی اینترفیس سایت رو به یکی از شناخته شده ترین افراد واگذار کرد که هزینه بالایی داشت و همینطور اشتباهاتی که همشون نشونه نداشتن تحلیل منطقی بود مثل خریدن خط تلفن رند برای شرکتی که هنوز بوجود نیومده یا ساخت انیمیشن و غیره و نتیجه این شد که در طی دو سال هیچ وقت اون پروژه لانچ نشد تنها یک صفحه اولیه به مخاطبان معرفی شد و پولی که از دست رفت و بیزینسی که اصلا شکل نگرفت و جالب اینکه حتی امروز هم با گذشت چندین سال همچنان این تصمیم های احساسی مقطعی انگیزشی هستن که دارن زندگی من رو کنترل میکنن