Menu
نویسنده مطلب : محمدرضا زمانی

مطلب مورد بحث:

تعریف صنعت چیست؟ تفاوت بازار و صنعت در کجاست؟


سلام

صنعت «لوازم خانگی»، یکی از حوزه‌هایی بود که در تمرین درس پنجم به آن اشاره کردم.

فکر می‌کنم در هر شرکت و مجموعه‎ای، یکی از سه نگرش گفته شده در درس، نگرش غالب است:

– در شرکتی که نگاهٍ غالب در تقسیم بندی صنعت، «مبتنی بر محصول» است، صنعت لوازم خانگی شامل تولیدکنندگان لباسشویی، یخچال، تلویزیون و … خواهد بود و شرکت ممکن است در هر زمان تصمیم بگیرد با تولید(یا توقف تولید) محصولی، به صنعت جدیدی وارد (یا از صنعت قبلی خارج) شود.

– در نگاه «مبتنی بر فرآیندها»، معمولا صنعت را به شاخه‌هایی مثل «وسایل برقی ریز آشپزخانه»، «لوازم خانگی درشت»، « لوازم حوزه سرگرمی و صوتی و تصویری» و … تقسیم می‌کنند. احتمالا، با این نگاه است که شرکتی مثل سونی، به عنوان بخشی از صنعت سرگرمی خانگی، تصمیم به تولید پلی استیشن می‌گیرد. یا شرکت های تولید لوازم خانگی درشت، با فراگیر شدن ماشین ظرفشویی، اقدام به تولید این محصول می‌کنند.

– در نگرش «مبتنی بر نیاز ارضا شده»، احتمالا ما صنعت را ریشه‌ای‌تر می‌بینیم.

برای مثال، اگر شرکتی نیاز ارضا شده را «داشتن کالای مرغوب خانگی» در نظر بگیرد، احتمالا ترجیح خواهد داد تنها در حوزه هایی فعالیت کند که مطمئن است کالای تولیدی اش از کیفیت کافی برخوردار خواهد بود. از نگاه مدیران این شرکت، شرکت های دیگری که کالای با «کیفیت کمتر» یا شرکت‌هایی که «کالای لوکس و تجملاتی» تولید می‌کنند، در صنعت دیگری فعالیت دارند.

از طرفی، ممکن است شرکتی «سِت بودن» (یکی بودن برند وسایل منزل) را یک «نیاز احساسی» برای انسانها بداند که در این صورت، عرضه تمام محصولات خانگی تحت یک برند را برای خود یک ارزش تلقی خواهد کرد و تصمیمات خود را در راستای کامل بودن سبد محصولات اتخاذ خواهد کرد. حتی اگر مجبور شود چند قلم از لوازم مورد نیاز مشتریان خود را (هرچند با پایین آوردن بعضی استانداردها) از تامین کننده‌ای دیگر خریده  و آن را به سبد محصولاتش اضافه کند. زیرا در مدل ذهنی مدیر آن شرکت، شرکتی که در صنعت لوازم خانگی فعالیت می‌کند، “باید” تمام لوازم خانگی مورد نیاز مشتریان را تامین کند.

* نتیجه اینکه، (همانطور که در مثال‌های بالا دیدیم) مدل ذهنی صاحبان کسب و کارها به شیوه و مدل تقسیم بندی صنعت، بر تصمیمات آنها تاثیر اساسی گذاشه و در واقع، یکی از عوامل اساسی موثر در نحوه تصمیم گیری های آنها به شمار می‌آید.