Menu
نویسنده مطلب : صنم حاج صادقی

مطلب مورد بحث:

تفکر واگرا و تفکر همگرا


من یکم سرچ کردم و یکی از تمرین های جالبی که دیدم ، پرسیدن معما بود به روش های مختلف اما جالب ترینشون به نظر من تمرینی بود که در آن ۳ کلمه مثلا ” دریا ، سینما ، باران ” به فرد داده میشه و از او خواسته میشه که یک کلمه پیدا کنه که با هر سه مورد ارتباط معنا داری داشته باشه. پاسخ این سوال “ستاره” است که در کنار کلمات بالا ترکیبات ” ستاره دریا ، ستاره سینما ، ستاره باران ” را می سازد. نمونه دیگری از سوا ل هم میگم. امتحان کنید ببینید میتونید جوابش را پیدا کنید. ” درد، گل، بلند
لینک مطلب را هم اینجا میزارم که اگه دوست داشتین به منبع سر بزنید.
در مورد روابط عاطفی هم فکر میکنم داشتن تفکر همگرا و ربط دادن همه مسایل و بحث ها به یک مورد خاص باعث سرخوردگی طرف مقابل و کاهش میزان علاقه به ادامه رابطه خواهد شد.
زوجی را در نظر بگیرید که ۱۰ سال از زندگیشون میگذره. عاشقانه ازدواج کرده اند و زندگی آرام و خوشبختی دارند تا زمانی که تصمیم میگیرند بچه دار شوند. آنها متوجه میشوند که خانم به دلیل مشکلات فیزیولوژیکی امکان باروری ندارد. خانم شروع میکنه به خودخوری و نگرانی از طرد شدن و احساس مفید نبودن. در نتیجه هر بار که مرد تلاش میکند که مشکلی را (بی ارتباط به بحث فرزند) مطرح کند تا با هم راه حلی برای آن پیدا کنند. ذهن همگرای خانم آن را به مسئله نداشتن بچه ربط میدهد و ریشه این بحث را در تمایل درونی و قلبی مرد به داشتن بچه میبیند. در بحث های اولیه مرد دائم به این نکته تاکید مینماید که نداشتن فرزند برای اون مسئله مهمی نیست و راه های دیگری برای داشتن فرزند وجود دارد مثلا آنها میتوانند کودکی را به فرزندی بپذیرند. اما پس از چندی کم کم دچار سرخوردگی شده و از ادامه رابطه دلسرد میگردد. نه به دلیل نداشتن فرزند بلکه به دلیل ربط یافتن تمام مسائل و مشکلات زندگی به موضوع بچه.