Menu
نویسنده مطلب : مختار راد

مطلب مورد بحث:

باز بودن نسبت به تجربه های جدید


“احتمالا آماده بودن برای تجربه های جدید باعث میشه که این افراد خط کشی های مشخص و پررنگی در ارتباط با سایر افراد نداشته باشند و احتمالاخیلی سیال تر حرکت ، زندگی و کار کنند”
اگر توضیح شما رو در مورد توان پذیرش احساسات بررسی کنم، باید بگم کلام بسیار صادقی نوشتید.
فکر میکنم برای باز بودن نسبت به احساسات، لازمه ابتدا باور احساس در وجود خودمان اتفاق بیافتد تا بعد بتوانیم در مورد دیگران هم پذیرای احساسات آنها باشیم.
یعنی من اول به این مرحله از عزت نفس برسم که برای احساسات خودم ارزش قایل باشم و بخواهم آن را به دیگران ابراز کنم و احساساتم برایم مایه خجالت نباشد و حتی نسبت به حقوق عاطفی خودم در مقابل دیگران مدعی باشم.
و بعد هم بتوانم پذیرای احساسات دیگران باشم ، بتوانم با آنها همدلی کنم و به تعمیق احساساتشان کمک کنم (مثل زمان معاشقه) یا برای سرد کردن یک احساس در دیگری (مثلا خشم یا کینه)، بتوانم روی او اثر بگذارم.
هرچند این حرف خیلی کلی است و ممکن است دقیق نباشد، اما من در زندگی خودم تجربه کردم (و احتمالا بسیاری دیگر چون من در این جامعه سنتی، این را تجربه کرده باشند که) کسانی که خط کشی های بزرگ و صلب داشته باشند توان کمتری در برقراری رابطه عاطفی یا بروز احساسات دارند.