Menu
نویسنده مطلب : رضا ملتفت

مطلب مورد بحث:

شرطی سازی کلاسیک - هنوز هم باید آن را جدی بگیریم‌


با سلام

من تا حالا بطور آگاهانه از شرطی سازی کلاسیک استفاده نکردم و از طرز کارش آگاه نبودم.

من عادت کردم وقتی که مطلبی علمی می‌خونم که نیاز داره تجزیه و تحلیل اش کنم از روی صندلی ام بلند میشم و قدم میزنم و سعی می‌کنم درخصوص موضوع تداعی هایی رو ایجاد کنم تا مبحث برام جا بیوفته. امکان داره این رفتار از زمانی که در حین مطالعه درس هام قدم میزدم برام مونده. اما نکته اینجاست زمانهایی بوده که احتیاج به فکر کردن داشتم و از موضوعی ناراحت بودم اون موقع میل به قدم زدن در سطح شهر برام بوجود آمده.

مثال دیگه‌ای که به ذهنم میرسه اینه که در یادگیری کلمات انگلیسی روشی وجود داره که براساس ظاهر کلمه یا طرز خواندن آن برای شما یک یا چند تداعی بوجود میاره و ذهن شما رو شرطی میکنه که معنی رو به کلمه ربط بدی و اون رو یاد بگیری.

در انتها آهنگ هایی رو میشناسم که وقتی بهشون گوش میدم من رو میبره به گذشته و خاطرات مختلفی رو به یادم میاره. در ادامه دیدن یک فیلم یا شنیدن یک آهنگ و حتی شنیدن اسم اون آهنگ میتونه احساسات مختلفی رو در شما ایجاد کنه، که نشون دهنده اینه که شما به این موضوع شرطی شدید.

با تشکر.