Menu
نویسنده مطلب : شهرزاد

مطلب مورد بحث:

جملاتی از کتاب در جستجوی زمان از دست رفته نوشته مارسل پروست


(یادش بخیر.. یکی از متنهای ابتدای ایمیل هفتگی متمم از مارسل پروست بود: “زمان، آدم‌ها را دگرگون می‌کند اما تصویری را که از آنها داریم ثابت نگه می‌دارد. هیچ چیزی دردناک‌تر از این تضاد میان دگرگونی آدم‌ها و ثبات خاطره ها نیست.” )

– باید اعتراف کنم نام این نویسنده، یکی از طولانی ترین نامهایی است که تابحال دیده ام! «والنتین لویی ژرژ اوژن مارسل پروست»(Valentin Louis Georges Eugène Marcel Proust). علاقمند شدم در مورد زندگی مارسل پروست، بیشتر بدونم و در جستجوی کوچکی که انجام دادم، به این موارد برخوردم:

– دوران کودکی مارسل پروست با حملات آسم مزمن شروع شد که این بیماری در تمام طول مدت زندگی او ادامه پیدا کرد. به همین دلیل، او نمیتوانست به طور منظم در مدرسه حاضر شود. اما با اینحال، به خصوص در زمینه ی ادبیات، دانش آموزی ممتاز بود.

(*) او ابتدا برای روزنامه های سمبولیست (Symbolist) یا نمادگرا، می نوشت. سپس به محافل اجتماعی اشراف و نجیب زاذگان فرانسوی پیوست. او اولین کتاب خود را با عنوان  Les Plaisirs et les Jours (لذتها و روزها) در سال ۱۸۹۶ منتشر کرد. آن کتاب، مجموعه ای از مقالات، اشعار و داستانهای کوتاه بود. بعد شروع به نوشتن رمان Jean Santeuil کرد که البته نوشتن آن را نیمه کاره رها کرد و هرگز به پایان نرساند. پس از تلاش ناموفقش برای نوشتن آن رمان، پروست، چند سال را صرف نوشتن ترجمه و حاشیه نویسی برای کارهای تاریخ نویسی هنر انگلیسی، نوشته ی جان راسکین کرد. او به دلیل مرگ مادرش در سپتامبر ۱۹۰۵، فعالیتهای ادبی خود را برای مدت زمانی متوقف کرد. او در این مدت، به تجزیه تحلیل خاطرات و احساسهای تقصیر و گناه خود پرداخت. دو عنصری که اهمیت زیادی در رویکرد ادبی پروست داشت. خیلی از نوشته های او که در خلال مدت یکسال بعد توسط خودش به چاپ رسید، به عنوان کارهای ابتدایی رمانهای او شناخته می شود. (…)
از مارسل پروست به عنوان یکی از بهترین رمان نویسان فرانسوی قرن بیستم یاد می شود. استایل یا سبک نوشتن او شامل  جملات طولانی است که برخی از این جملات حتی تا چند صفحه ادامه پیدا می کند. زمان طولانی است که نوشته های پروست، هم خوانندگان و هم نویسندگان دیگر را به شدت تحت تاثیر قرار میدهد. (منبع: famousauthors.org)

پی نوشت:

(*) شاید شما هم مثل من  دوست داشته باشید درباره ی نمادگرایی یا سمبولیسم بیشتر بدانید:

نمادگرایی یا سمبولیسم یکی از مکاتب ادبی و هنری است. البته پیش از آن که یک مکتب به حساب بیاید، یک مفهوم یا فلسفه است. بشر از ابتدای شکل گیری تمدن‌ها و آغاز شاعری تمایل داشته حرف‌هایش را در قالب نمادها و نشانه‌ها به زبان آورد و اشیای دور و برش را تجسم مفاهیمی عمیق تر از آنچه به چشم می‌آید، نشان دهد. همان طور که مصریان باستان گل‌های اسیریس را نماد مرگ می‌دانستند، هندیان گل نیلوفر را نشانه تاج خداوند می‌نامیدند، بابلی‌ها مار را نماد جاودانگی به حساب می‌آوردند و خورشید را نشانه بخشندگی و زندگی. اما به هرحال سمبولیسم یک مکتب فکری هم هست. در اواخر قرن نوزدهم شاعران فرانسوی که از زبان خشک نویسندگان واقع‌گرا به ستوه آمده بودند، مکتب نمادگرایی را بنیان نهادند. آنها عقیده داشتند: اثر هنری باید تا حد ممکن از بیان مستقیم مفاهیم فرار کند و به نمادها و نشانه‌ها پناه آورد. نمادها و نشانه‌ها، خواننده را در کشف راز و رمزهای اثر به تحرک درمی آورد و او را از قالب یک شاگرد حرف گوش کن بیرون می‌آورد. شارل بودلر، موریس مترلینگ، آلدینگتن، لارنس، هاکسلی، آرتور رمبو از بزرگان این مکتب هستند. سفر و شعر رویای پاریسی آثار بودلر، نژادپرست از آرتور رمبو، شاهدخت مالن از موریس مترلینگ نمونه‌هایی از آثار سمبولیسم می‌باشند. (منبع: ویکی پدیا)