Menu
نویسنده مطلب : سلما پیشوا

مطلب مورد بحث:

پروژه پایانی درس تفکر سیستمی


قبل از هرچیز
من حتما علاوه بر محتوای درسی، کلاس مهارتهای زندگی رو هم در برنامه هفتگی بچه ها قرار می دم. که هم مهارتهای روزمره زندگی مثل خیاطی، آشپزی، شست و شو، تعمیرات، رنگرزی، شناخت خود، مهارتهای ارتباطی و … رو یاد بگیرن. هم این که بر اساس مدل های استعدادیابی فعالیت هایی رو تنظیم می کنم که بچه ها بتونن درجهت شناسایی استعداداشون فعالیت های مرتبط رو انتخاب و اون استعدادها رو پرورش بدن. حتما هم بیشترین تمرکزم رو برای تجهیز این کلاس به امکانات و محتوای علمی قرار می دم.
در اقدام بعدی بعضی ویژگی های تفکر سیستمی به نکات کاربردی در سیستم آموزشی تبدیل می کنم:
تعامل اعضا
شناخت بیشتر: قبل از شروع مطالب آموزشی هر ترم یا هر سال چند جلسه رو به  شناخت بیشتر دانش آموزان نسبت به هم اختصاص می دادم. طوری که حتی بچه ها نسبت به غائب شدن سایر همکلاس های خود حساس باشند و یه جور حس خانواده بودن رو با هم تجربه کنند. مثلا خودشون برای عقب نیفتادن دوستشون که غائب بوده تلاش کنند و داوطلبانه بهش کمک کنند. یا حتی می شه بصورت دوره ای تیمی برای این کار در نظر گرفت که همه نسبت به کلاس احساس تعلق داشته باشند.
گروههای مشاوره: گروههای متشکل از خود بچه ها با محوریت موضوع هایی که بچه ها در این سنین یا دوره های زمانی خاص باهاش مواجه می شن. بچه ها می تونن توی این گروهها با هم از تجربه های مشترکشون در این زمینه ها صحبت کنن و هم از احساس تنهایی در مواجهه با مشکلات بکاهن و هم راهکارهایی برای مقابله با اونا پیدا کنن.
سیستم باز (مرزهای سیستم)-
اهمیت بازده گروه : موفقیت هرکس در کلاس در گرو موفقیت جمع باشد. یعنی بچه ها دنبال تکروی در موفقیت نباشند. بنابراین فعالیت های گروهی به نحوی طراحی شودکه دانش آموزان به دنبال هم افزایی در بازده گروه باشند و به تیم موفق تبدیل شوند نه تک ستاره های موفقی که به دیگران و کار تیمی اهمیتی نمی دهند.  

مسئولیت پذیری:  بچه ها مسئول مستقیم آماده کردن کلاس قبل از ورود معلم و همین طور مرتب و تمیز کردن کلاس بعد از اتمام مدرسه باشند. این امر هم حس مسئولیت پذیری آنها را افزایش می دهد و هم مرزهای یک سیستم را در ذهن آنها گسترش می دهد. طوری که از ابتدا فکر راه حلی برای کمتر آشغال تولید کردن می افتند نه خلاص شدن از دست آنها و کف کلاس رها کردنشان. چرا که آنها مسئول نظم و ترتیب کلاسند نه مستخدم یا معلم.

نقاط اهرمی، کلیدی و مرزی-

اهرمی : در ساخت و ساز به مدارس بیشتر از هر مکان دیگری اهمیت می دهم و حتما مدرسه های بزرگی که با اهداف آموزشی سازگار باشد تأسیس می کنم نه این که خانه ایی را برای مدت زمان محدودی اجاره کنم و آن را به مدرسه تبدیل کنم. جایی که قابلیت های لازم یا افزودن این قابلیت ها در درازمدت را داشته باشد مثل سالن های بازی، ورزش، مطالعه، کامپیوتر، استخر، آمفی تئاتر و …  

کلیدی:  معلم ها را بیشتر از دانش محتوا بر اساس توان انتقال مفاهیم و رهبری کارهای گروهی و داشتن استعداد پرورش دیگران انتخاب می کنم و دوره های آموزشی اجباری برای ارتقای مهارتهای روانشناختی آنها برای ارتباط با کودکان برگزار می کنم.

مرزی: برای هر محتوای آموزشی کلاس خاصی درنظر می گیرم و به جای عوض شدن آموزگار و ثابت ماندن کلاس، کلاس های دانش آموزان را برای هر زنگ عوض می کنم. یعنی کلاس نقاشی، ریاضی، جغرافی و … ثابت است و دانش آموزان به این کلاس ها می روند. به این ترتیب می توانم منابع را بصورت بهینه برای مجهز کردن هر کلاس بر اساس محتوای آموزشی به امکانات مورد نیاز تخصیص دهم و به این ترتیب کلاس های چشم نوازی با امکانات لازم مثل بوم نقاشی، آلات موسیقی، نقشه ها و اطلسها و … خواهیم داشت. بخش هایی از هر کلاس رو هم به سلیقه دانش آموزان تزیین و تجهیز می کنیم.

رویدادها و روندها و عوامل مختلف در بروز یک مشکل-
در مشاوره های گروهی که در بالا به اون اشاره شد، یکی از اهداف جلسات رو پیدا کردن سهم عوامل مختلف در بروز یه مشکل می ذاریم تا این که بچه ها خودشون رو به اندازه سهم واقعی شون در مشکلات سهیم بدونن و بارهای بعدی از بروز این مشکلات به سهم خودشون پیشگیری کنن. و از همون اول یاد بگیرن که با انداختن تقصیرها به گردن دیگران نمی تونن یه مشکلو حل کنن. مثلا هر کس در ابتدای سال باید یه بذر در یه گلدون بکاره و تا اخر سال مسئول گلدونشه و حتما آخر سال گلدونهای برتر رو به باغچه مدرسه انتقال می دیم و نام اون شاگرد که تونسته یه فرایند بلندمدت رو با مسئولیت پذیری به سرانجام برسونه برای همیشه اونجا ثبت می کنیم. 
نگرش بلند مدت-

بعنوان یه تکلیف چندتا موضوع که به راه حل نیاز داشته باشه رو بعنوان پروژه هایی با آمارهای دقیق از وضعیت موجود به بچه ها معرفی می کنم و هر کس با انتخاب یکی از اونها باید بتونه تا پایان سال، راه حل های عملی ارائه داده باشه که با اندازه گیری ها و آمار و ارقام دقیق برای بچه ها توضیح بده که چقدر تونسته اون موضوع رو نسبت به اول سال حل کنه . مثلا این که یه گیاه خاصی که در باغچه مدرسه کاشته می شه هر سال خشک می شه. اون چطوری می تونه این مشکلو حل کنه. البته باید سازو کارهای لازم برای استفاده از این راه حلها در مدرسه وجود داشته باشه.

ممنون از وقتی که برای خوندن این پروژه گذاشتید.