Menu
نویسنده مطلب : سیدمحمدیوسفی

مطلب مورد بحث:

تأثیر مقایسه بر شادمانی | کبوتر با کبوتر، باز با باز؟


بنظر من اینکه ادم خودشو فقط با گذشته خودش مقایسه کنه کاری بسیار شایسته ایی است و ما باید سعی در جلو رفتن تو این مسیر بکنیم 

کاری به ادم هایی که بنا به ضعف سیستمی با بند “پ”  درجایگاهی قرار میگرند که لایقش نیستن ندارم ولی من همیشه بنا رو سعی میکنم ب خوب بزارم که طرفی که از من بالاتره از من بهتر عمل کرده تو موقعیت هایی که داشته.این جدا از بحث بالاست

 

طرف حرفم خودم هستم به کسی بر نخوره:

 

بحث سر اینکه اگه خری در جمعی بشینه که کسانیکه اونجا نسشته اند تا حالا مشرف حضور خر نشده باشند (خر ندیدن!!)  خر میتونه یه ساعت بشینه و از معنی اسمش در ادبیات پارسی بگه که میشه بزرگ و القص هذا …..

اما اگه تو همون جمع یه حیون دییگه ایی مثلا شیری باشه میزنه تو برجک بزرگ جمع…:( میگه که بابا اینو ما ادم حساب کردیم این یکسره کتک میخوره از اینو اون و همش حمالی میکنه برای اینو اون و کلن شب رویایی خر بیچاره رو خراب میکنه …

 

موضوع اینکه اگه دنبال شب خوبی هستی باید تو جمعی باشی که تو یه زمینه شما تنها  استاد تمام اون رشته داخل اون جمع باشی (خر) حتی به صرف اینکه میدونی که در الفبای اونو بیشتر بلد نیستی.

وگرنه مسلم که ادم یه چن تا خوبای رشته خودشو در کنارش داشته باشه تا مسیر رسیدن به اهدافشو بتونه بهتر درک کنه ولی این هیچ منافاتی با یک شب خوش ندارد که قطعا در کنار این افراد(شبیه در یک زمینه)رقم نمیخوره