Menu
نویسنده مطلب : امیر حسین بابایی

مطلب مورد بحث:

پارادوکس ایکاروس - همان چیزی که موفق‌مان کرده می‌تواند باعث شکست‌مان شود


مثال های زیادی از این زیادی از این نوع پارادوکس میشه توی کسب و کار زد ، مثلا بستنی فروشی را فرض کنید که برای اولین بار در منطقه نوع جدیدی از بستنی را به منوی خود اضافه می کند. برای مدت محدودی به لطف این بستنی جدید فروشش سر به فلک می کشد و بستنی فروش نیز برای پاسخ دادن به این حجم از تقاضا بیشتر ظرفیت تولید خود را صرف این نوع بستنی می کند ولی بعد از مدتی به خاطر این پارادوکس شکست می خورد . اما چرا…؟

باید گفت که بستنی ای که اورا معروف کرده بود باعث شکستش هم شد. اما چگونه …؟

با کمی تحلیل می شود علت این موضوع رو پویایی بازار  دانست. زمانی که بستنی فروش ما  تمامی منابع خود رو بر روی بستنی سود اور  جدیدش  صرف کرده بود رقبای او نیز وسوسه می شوند و تصمیم میگیرند که ان ها نیز این مدل از بستنی رو کپی برداری کنند و  و بعد از مدتی  عرضه این مدل بستنی زیاد می شود و میزان تقاضا در بین تمامی فروشگاه های بستنی تقسیم می شود و دیگر خبری از فروش گسترده بستنی فروش ما نیست و بستنی فروش که در رویای بستنی خود غرق شده بود چشم باز میکند و می بیند که دیگر خبری از موفقیت نیست.

اما چگونه از  پارادوکس ایکاروس رهایی پیدا کنیم ؟

جواب سادس باید همیشه یک گام از بازار جلو بود. نباید در رویای شیرین کوتاه مدت موفقیت با ابزارمان بمانیم بلکه باید با چشم باز بازار را تحلیل کنیم و به محض  شروع همه گیر شدن ابزار موفقیتمان به فکر ابزار جدیدی برای ایجاد تمایز در حرفه خود باشیم .باید همیشه مشتاق یادگیری باشیم. شاید به همین دلیل است که سازمان های یادگیرنده به صورت پایدار توسعه می یابند.

رویکرد صنعت دفاعی ابر قدرت ها نیز نمادی از غلبه و حتی استفاده از پارادوکس ایکاروس می‌باشد .مثلا: امریکا جت جدیدی به نامF16  تولید می کند و تا مدتی از این ابزار برای قدرت نمایی خود استفاده می کند بعد از مدتی که رقبای او نیز به تکنولوژی این ابزار دست می یابند شروع می کند به فروش این تکنولوژی به خریداران جویای قدرت و درامد ان را صرف تولید ابزار جدیدی می کند که می تواند دوباره موفقیت و قدرت بی چون وچرای ان را برای سال ها تضمین کند و F22  را تولید می کند و بعد از چند سال دوباره همین روند را تکرار می کند .

این مثال دقیقا این جمله از شعبانعلی عزیز رو به ذهنم اورد :

 انسان ها سیستم ها را خلق می کنند و سیستم ها انسان ها را

و اینگونه می شود که با خلق این سیستم از سوی ارتش امریکا ان ها به صورت سیستماتیک همیشه قوی ترین نیروی نظامی هستند.

شاید اگه بستنی فروش محله ما چیزی از تفکر سیستمی می دونست بعد از مدتی  که بازار مشتاق ابزار موفقیت اون میشد.به جای تکیه صرف به تولیدشروع میکرد به فروختن مواد اولیه و فرمول بستنی مخصوصش به بقیه بستنی فروشا و قسمتی از درامدش رو هم صرف توسعه مدل های جدید بستنی میکرد.