Menu
نویسنده مطلب : زینب دست آویز

مطلب مورد بحث:

درباره توقعات بی جا و کاهش انتظار از دیگران


من از این نوشته محمدرضا در روزنوشت‌ها این طور استنباط کردم که فرایند تغییر مدل ذهنی یک فرایندیه که تنها پس از صبر فراوان و دیرهنگام میوه میده. ضمن این که یک فرایندِ واجد تقدم و تاخره و یعنی اول باید کهنه‌ها دور ریخته بشن و پس از مدتی که ذهن آزاد شد، دنیال چیزهای جدید بگرده. با این مقدمه باید بگم ما هممون تا دوره خاصی از زندگی از دیگران انتظاراتی داریم. برای من این دوره، از تاریخی که بحث مهرطلبی در متمم رو خوندم ادامه داشت. جرقه اولیه انتظار نداشتن از دیگران از تاریخ مطالعه این بحث در متمم بود. راستش تو سال ۹۷ هم از این انتظار داشتنه کلی آسیب‌ دیده بودم. اصلاً آسیب دیدن و افسردگی یکی از محصولات و نمودهای انتظار داشتن از آدماست. با خوندن اون مطلب عزمم رو جزم کردم که کمتر به روح و روان خودم آسیب برسونم. و به قول اروپایی‌ها یک  let it go  به انسان‌ها بگم و اجازه بدم هر طور که دوست دارن فکر کنند، حرف بزنن، عمل کنند و… . توی این دوران دیدوبازدید عید هم چند مورد برایم پیش اومد که طبق مدل ذهنی قبلیم منو به چالش می‌کشوند. ولی به سرعت به خودم یادآوری می‌کردم که  let it go، مهم نیست. بذار هر کی هر جور دوست داره باشه. این طوری به دیگران اجازه “بودن” میدم. انتظار داشتن از دیگران ما رو در بند قیودی گرفتار میکنه که رهایی از اون راحت نیست.