Menu
نویسنده مطلب : پیمان اکبرنیا

مطلب مورد بحث:

نقاط اهرمی، نقاط کلیدی و نقاط مرزی در سیستمها


سلام به همه دوستان متممی

بیایید فرض کنید می‌خواهیم سیستمی برای کنترل آلودگی هوای تهران (قسمتی از آن که ناشی از آلایندگی خودروهاست) طراحی کنیم. به نظرم بسته به افق زمانی نگاه ما، اعضای کلیدی، اهرمی و مرزی این سیستم با هم فرق دارند.

اگر بخواهیم خیلی ساده‌سازی شده نگاه کنیم و فقط عوامل اصلی را در نظر بگیریم در کوتاه مدت و میان‌مدت عضو کلیدی این سیستم، خودش سیستم بزرگ دیگری به نام سیستم حمل و نقل عمومی است که نیازمند گسترش و بهینه‌سازی است. عضو اهرمی فرآیند کنترل میزان آلایندگی کلیه خودروهای نو و کهنه (از موتورسیکلت گرفته تا کامیون‌ها) و همچنین سیستم کنترل کیفیت بنزین است که باید با دقت و سخت‌گیری پیگیری شود و عضوهای مرزی را شاید بتوان سیستم‌های هوشمند کنترل ترافیک و اعضای پلیس راهنمایی و رانندگی و شهرداری و سایر ارگان‌ها در نظر گرفت.

اما در طولانی مدت اوضاع متفاوت است. عضو کلیدی احتمالا قوانین و سیاستهای کنترل جمعیت شهر و همچنین قوانین شهرسازی (مثل قوانین فروش تراکم، قوانین ساخت و ساز و قوانین تمرکز زدایی از پایتخت) و عضو اهرمی فرهنگ‌سازی درست باشد.

امیدوارم مثال درستی زده باشم و مفهوم را به خوبی منتقل کرده باشم. فقط خواستم این نکته رو بگم که اعضای کلیدی، اهرمی و مرزی یک سیستم ممکن است در طول زمان تغییر کنند و همیشه ثابت نمانند. البته دوستان ممکن است این نقد را مطرح کنند که در طولانی مدت اصلا خود سیستم تغییر می‌کند و دیگر سیستم سابق نیست. نظر شما چیه؟ نکته دیگه اینکه اعضای یکی سیستم خودشان می‌توانند سیستمی مستقل باشند( یعنی یک سیستم بزرگ که خودش تعدادی زیر سیستم داره).