- usercontent - متمم
Menu
نویسنده مطلب : مرضیه

مطلب مورد بحث:

پروژه پایانی درس استعدادیابی مقدماتی


سلام
تحصیلات من مهندسی کامپیوتره و سالها برنامه نویسی کردم اما همیشه در راستای کشف استعدادهام حرکت کردم و احساس می کنم که دارم کشف شون می کنم.
استعداد تجسم فضایی و درک ساختارها:
من از بچگی احساس می کردم که این استعداد در من ضعیفه …. از کجا می فهمیدم؟ ….. در بازی با لگوها نمی تونستم چیزهای جالبی بسازم….. ساختار اشیا ی دور و برم رو دوست داشتم اما ازشون سر در نمی اوردم…..احساس بی استعدادی نمی کردم…. بیشتر احساس می کردم که یه علمی در درونم کمه….. علم ساختار …. (بنظرم این موضوع به نسل های گذشته آدم هم بر می گرده، مثلا من فکر می کنم تلاشی که نسل های گذشته شما در یک زمینه خاص انجام داده اند به نوعی در وجود استعداد های امروز شما موثره….یعنی تلاش نسل گذشته در قالب استعداد در نسل جدید بروز می کنه….. البته این فقط در حد یک نظریه ست)
راه حل های پیشنهادی برای پرورش این استعداد : من ابتدا با بازی های کامپیوتری سه بعدی شروع به تقویت تجسم فضاییم کردم وتقریبا تا همین اواخر از طریق حل پازل های دو بعدی و سه بعدی این کار رو ادامه دادم  ….. یه بسته چوب تراش خورده مخصوص بازی نوجوانان گرفتم و سعی کردم یه سری مدل بسازم حتی از روی عکس ها…..
نکته مهم : من همیشه فکر می کردم خلاقیت باید به یکباره بروز کنه …. مثلا فکر می کردم که وقتی در یه کلاس تزیین کیک ثبت نام می کنم به محض تموم شدن کلاس باید بتونم کیک های بینظیری خلق کنم و اولین کیکی هم که تزیین کردم کاملا بر اساس تخیل ذهنم بود و خیلی زیبا و رویایی شد …. دیگران کیک هاشون رو از مدل های اینترنت تزیین کردن که در اون زمان بنظرم خیلی غیر خلاقانه بود….. اما الان احساس میکنم در ابتدای یک کار ساختار گرا مثل تزیین کیک یا ساختن هر چیزی،  بهتر اینه که یه مدت بطور آگاهانه فقط تقلید کنید و اجازه بدبد که خلاقیتهای شما خودشون در مواقع لزوم بروز کنن…. می خوام بگم اگه برای ایجاد یه ساختار خلاقانه زور بزنید فایده نداره …. خلاقیت باید در آرامش از ذهن و دستهای شما بجوشه. هر زمان دیدید نمی جوشه کار رو رها کنید و برید از چیزهای نزدیک به ایده تون تقلید کنید …. خلاقیت به موقعش دوباره به وجودتون  بر می گرده.
توانمندی استقرا :
من کلا هر چیزی رو با شهود کردن یاد می گیرم و صرفا چیزهایی که برای یک حرفه یاد گرفتم در فعالیت های آموزشی اون حرفه نبوده…. همونطور که در ابتدای این درس در کامنتی مطرح کردم، من خیلی از زمینه ها رو برای پیدا کردن استعداد واقعیم تست کردم تا در نهایت به استعداد آشپزی رسیدم….ولی از همه ی اون زمینه ها در این کار استفاده کردم ….برای مثال حجم سازی رو در سفال گری یاد گرفتم اما امروز در شیرینی و کیک سازی از اون استفاده می کنم….. کلا مشاهده کار کردن دیگران در هر زمینه ای خیلی بهم ایده میده …. در ذهنم این همانی های زیادی رو پیدا می کنم و بهم ارتباطشون میدم….. به نظرم تجربه ای که در نهایت یه استاد کار در هر حرفه ای بهش میرسه از لحاظ ماهیتی با استادکارهای حرفه های دیگه یکی هست…. بنابراین از هر کسی در هر حرفه ای می تونم یه چیز جدید برای حرفه خودم یاد بگیرم و دنیای خودم رو مجهز تر و آسان تر و زیبا تر کنم….
راه حل های پیشنهادی برای پرورش این استعداد : بنظرم توانمندیم در استقرا رو از تلاش برای کشف “حقیقت همیشه درست” در مطالعاتم در تاریخ ،  فلسفه و خواندن رمان های بزرگ نویسنده های مختلف بدست اوردم و همینطور بازتاب حقایق علمی در زندگی روزمره . مثلا اینکه بدونیم می تونیم برا ی توضیح ساختارهای اجتماعی از مدل های فیزیکی استفاده کنیم.
 
لبریز از ایده بودن :
استعدادم در این زمینه در حال رشد هست و چیزیه که الان دارم روش کار می کنم.
بنظرم لبریز از ایده بودن ادامه ی عملی استعداد استقراست… همانطور که مطرح گردید استقرا دیدن شباهت ها از میان تفاوت هاست…. و بعد از این مرحله  بنظرم دقیقا شما لبریز از ایده های مختلف می شید. مثلا کسی که شکلات را در قالب محصولی بنام تخم مرغ شانسی ارائه میده هم استعداد استقرا داره و هم تونسته از این استعداد به ایده ای عملی برای فروش بیشتر شکلات برسه.
تخم مرغ برای بیشتر آدمها یه ماده غذایی جالبه….. یه بسته سفید که وقتی می شکنیمش یه ماده شیشه ای با یه توپ زرد رنگ ازش بیرون میریزه و خودش به تنهایی یه چیز لذیذه، چه برسه که باهاش کیک و چیزای خوشمزه دیگه درست کنیم…. من می تونم به جرات بگم که با این که همه  می دونن از این بسته سفید چی بیرون می آید ولی هر بار واسه شکستنش یه حس خوب دارن…حالا یکی اومده فکر کرده که اگه هر بار می شد ازین تخم مرغ یه چیز رویایی بیرون بیاد چقدر جالب میشد (یه ایده ی جدید و یه محصول جدید پر فروش) ….
راه حل های پیشنهادی برای پرورش این استعداد: بنظرم داشتن فکر استقرایی به همراه انجام دادن کارهای عملی متنوع می تونه شما رو لبریز از ایده کنه …. اصلا خودتون رو به یه زمینه خاص محدود نکنید و سعی کنید تجربیات (بخصوص عملی) متفاوتی داشته باشید و اونها رو به خاطر بسپارید، بعد از یه مدت فکرتون خلاق میشه در زمینه ایده دادن…… آرامش اجازه میده که راه حل های دیگه رو ببینید و ایده ها در ذهنتون بوجود بیان و سرشار از ایده بشید.
 
توانایی خواندن سریع :
من متاسفانه این استعداد رو ندارم…. البته در امتحان آیلتس توانایی خواندنم خوب بود در حد نمره ۶٫۵ تا ۷ ….اما اگه یه صورت جلسه رو سریع بخونم جملاتش رو درست متوجه نمیشم و بعدا بیشتر تصورات خودم رو در باره صورت جلسه بیاد میارم تا خود واقعی کلمات متن صورتجلسه رو.
راه حل های پیشنهادی برای پرورش این استعداد: در موردش چیزی به نظرم نمی رسه و خوشحال میشم که اگر کسی می دونه راهنمایی کنه .. ممنون
 
توانمندی در استدلال تحلیلی:
باید بگم که من ذاتا دارای این استعداد هستم…. برنامه ریزی برای یه مهمونی و اینکه بدونم یه کاری که قرار انجام بشه رو باید از کجا شروع کنم (پیدا کردن سرنخ های شروع که خیلی مهم هستن). البته همیشه به یه اندازه ساده نیست مثلا برنامه ریزی برای یه مراسم خیلی ساده تر از برنامه ریزی برای راه اندازی یه کارگاه هست…. این استعداد من بخصوص در مواقع اضطراری خیلی بروز می کنه و من رو مشخصا دارای آمادگی پذیرش مسئولیت برای خروج از بحران میکنه ….
 
راه حل های پیشنهادی برای پرورش این استعداد: سعی کنید واقع بین باشید…. این خیلی کمک می کنه نقطه شروع رو پیدا کنید….طبقه بندی های انجام شده ی علمی در زمینه های مختلف رو مطالعه کنید…. از طبقه بندی های شخصی افراد مختلف ایده بگیرید…. توی ذهنتون جایگاه مشخصی برای افراد و فرآیندها و حتی وسایل اطرافتون قائل باشد تا در موقع لزوم بتونید بین اقداماتتون هارمونی ایجاد کنید. نتیجه کار رو تصور کنید و برای فرآیندهای منتهی به نتایج مطلوب،  بدنبال منابع درست باشید و اینکه برنامه ریزی رو متناسب با نیرویی که دارید انجام بدید… این خیلی مهمه.
 
 توانایی کار با اعداد:
در تحلیل سری اعداد خوب هستم و کلا معادلات ریاضی رو که توضیح دهنده اتفاقات این جهان هست رو خیلی دوست دارم… منظورم معادلات فیزیکه … بازی با اعداد در حد سرگرمی ها برام لذت بخش هست اما در باره استعدادم در این زمینه چیزی نمی دونم….  حافظه عددی خیلی خوبی ندارم ….. شاید متوسط باشم در این زمینه.
راه حل های پیشنهادی برای پرورش این استعداد: فکر می کنم بازی های عددی مثل سودوکو یا ۲۰۴۸ یا هر بازی با اعداد می تونه به تقویت استعداد عددی آدم کمک کنه. فکر می کنم مطالعه کم ولی مستمر ریاضیات ساده در طول زندگی روزمره هم بتونه باعث رشد این استعداد بشه. مثلا دوره  ی کتابهای ریاضی که قبلا خوندیم ….اگه برید سراغشون می بینید که الان خیلی ساده تر بنظرمون میان.
 
سیلوگرام :
زبان انگلیسی رو در طی یک دوره فشرده یکساله با خواندن و حل تمرین کتابهای گرامر مختلف خوندم و یاد گرفتم …در یاد گیری زبانهای دیگه هم خوب بودم و همیشه بهترین شاگرد کلاس بودم….. احساس می کنم استعداد یادگیری زبان خوبی دارم ….. در یاد گیری لهجه ها خوب هستم چون فکرمی کنم همانطور که اشاره شد شاید این بدلیل استعداد موسیقیم باشه…..
راه حل های پیشنهادی برای پرورش این استعداد: زیاد تمرین کردن در زمینه یاد گیری زبان واقعا نتیجه بخشه…. دیدن نتیجه کار خیلی مهمه … مثلا به یاد می ارم که اصلا شرایط امتحان آیلتس رو نداشتم اما رفتم و در کلاسهاش ثبت نام کردم و اونجا فهمیدم که در نهایت چه چیزی ازم انتظار میره که بلد باشم و این خیلی بهم کمک کرد تا سطح زبان انگلیسیم رو بالا ببرم…..نکته دیگه صحبت کردن با افراد نی تیو هستش….مثلا در اینترنت یه دوست انگلیسی زبان پیدا کنید و با هاش مکاتبه کنید و یا حتی تلفنی صحبت کنید…. این خیلی شما رو در یادگیری زبان تشویق می کنه.
 
حافظه طراحی:
طبق اونچه که در متن گفته شد باید بگم حافظه طراحی خوبی دارم …. می تونم با یه بار رفتن به هر جا، نقشه کامل اونجا رو بکشم….. آدرس یابیم هم خوبه … اگر شما من رو در قطب جنوب رها کنید براحتی راه خونه رو پیدا می کنم یا برعکس …
راه حل های پیشنهادی برای پرورش این استعداد: نقشه ها رو زیاد مطالعه کنید و گاهی هم به مسیر یابی های گوگل مپ نگاهی بیندازید و فاکتورهایی که اونجا برای مسیر یابی می بینید رو به خاطر بسپارید. همیشه به هر محل جدیدی که وارد میشید اول شمال و جنوب رو مشخص کنید  و یه نقشه در ذهنتون از جایی که هستید ترسیم کنید.
 
تشخیص و تفکیک رنگها :
در تست این درس نمره ۲۷ رو آوردم که فکر می کنم خوب باشه….
راه حل های پیشنهادی برای پرورش این استعداد: دیدن سریالهای شرلوک هلمز در کل باعث شد که بفهمم که “دقت” کلا در زندگی چیز بدرد بخوریه…. اصولا وقتی شما آدم دقیقی باشید می تونید یه تفاوت کوچیک توی هر چیزی از جمله رنگها رو تشخیص بدید….مطالعه ی مطالبی که در مورد هارمونی و کنتراست رنگها وجود داره خیلی آدم رو با این دنیا آشنا می کنه و باید بگم که سلیقه ی آدم  رو هم به حد قابل توجهی بهبود می ده.
 
 
نگاه جلو :
یادم میاد که درحدود سن بیست سالگی کتابی می خوندم که در اون نوشته بود “زندگی موازنه ایست بین لذت های آنی و پاداش های طولانی مدت” ….. و من همیشه مطمئن بودم که پاداشهای طولانی مدت رو انتخاب می کنم و این کار رو کردم…. می تونم بگم که بینهایت در این حس استعداد دارم چون این مسئله رو بی نهایت درست می دونم….من اسمش رو میگذارم  استعداد برنامه ریزی برای رسیدن به رویا ….. می تونید اسمش رو استعداد صبر هم بگذارید …..
راه حل های پیشنهادی برای پرورش این استعداد: یاد گرفتنه “صبر کردن” در زندگی خیلی مهمه…. ما چه این استعداد رو داشته باشیم و چه نداشته باشیم این یک اصل از اصول زندگیه و در قوانین زندگی ما جریان داره ….پس بهتره بگم که مجبوریم این استعداد رو داشته باشیم…. منتها باید اونقدر تمرین کنیم تا بتونیم در ارامش صبر کنیم تا به خواسته هامون برسیم. بخصوص کسانی که دوست دارن کارآفرین باشند و یا برای خودشون کسب کاری داشته باشن، نیاز دارن که این استعداد رو در درونشون پرورش بدن.
 
تسلط بر انگشتان :
استفاده از دستها بنظرم چیزیه که هوش ادم رو افزایش میده…. من توی زمینه ها ی مختلف هنری که عموما با دست سروکار دارن همیشه موفق بودم… مثل نوازندگی ، طراحی و قلمگیری، تزیین هایی که نیاز به مهارت دست داره و … استعداد خوبی در این زمینه دارم، اما فکر می کنم این از اون استعداد هایی هست که شما می تونید با تمرکز ذهنی بطور مداوم بهبودش بدید…. بنظرم آدم در هر زمینه علمی که کار می کنه باید یه کار دستی بلد باشه چون هم اعتماد به نفس رو زیاد می کنه و هم همیشه شما یه مهارتی دارید که در هر شرایطی به شما این اجازه رو میده تا  برای گذران زندگی روی خودتون حساب کنید.
 
راه حل های پیشنهادی برای پرورش این استعداد: یه کار دستی در هر زمینه ای که علاقه دارید رو در پیش بگیرید و سعی کنید طی سالیان ادامه ش بدبد تا انگشتان شما در اون کار ماهر بشن …. مهارتی که بدست می ارید در سایر جنبه های زندگی تون تاثیر قابل توجهی می گذاره.
 
استعداد شنیداری و موسیقی :
همیشه در زندگی من موسیقی جریان داشته …. نمره من در تست ریتم ۸۴ درصد و در تست تن موسیقی ۷۷٫۸ و در فرکانس ۷٫۸ درصد بود…. من از بچگی هر اهنگی رو که می شنیدم با صفحه کلید پیانو براحتی می زدم و حتی آکورد های قطعات پیانو رو هم پیدا می کردم ….البته آهنگساز خوبی نبودم….اما نوازنده بسیار خوبی بودم و نواختنم حس آهنگ رو بسیار عالی منتقل می کرد… در موسیقی همیشه شاگرد اول کلاس بودم….. درک ریتم و هارمونی خوبی دارم.
راه حل های پیشنهادی برای پرورش این استعداد: زیاد موسیقی گوش دادن خیلی روی گسترش دایره تسلط شنیداری آدم تاثیر می گذاره ….بخصوص موسیقی کلاسیک …..  یادم میاد یه زمانی آنقدر به سمفونی ها ی معروف آهنگسازهای بزرگ موسیقی کلاسیک گوش می دادم که خیلی هاشون رو از بر شده بودم…. موسیقی از ضروریات زندگی هستش و با توجه به اینکه در برنامه آموزشی رسمی ایران جا نداره، باید بگم که بهتر سعی بشه با شرکت در کلاسهای آزاد موسیقی، حداقل مقدمات اون رو یاد گرفت.

و در آخر باید اضافه کنم که هرگز فریفته استعداد های دیگران نشید … این بزرگترین خیانتیه که می تونید به استعدادهای خودتون بکنید…..بجای اون تا توان دارید دنبال استعدادهای واقعی تون بگردید و هرگز نا امید نشید و به یاد داشته باشید که عشق بیکران هر استعدادی رو در شما کشف می کنه….چون ما از استعدادهامون بی اطلاع هستیم و فقط علاقه ها و دوست داشتن های ما هست که بطور ظریفی ما رو به سمت استعدادهای واقعی مون هدایت می کنه…. پس کافیه که آرام باشین، شوق داشته باشین و بخواین.