Menu
نویسنده مطلب : علیرضا امیری

مطلب مورد بحث:

هورمسیس: گاهی اوقات، کمی زهر می‌تواند پادزهر باشد


– من در محل کارم بعضی وقتا میبینم که همکارا یا کارمندا اشتباه میکنن.

اشتباهشون هم خیلی واضح و روشنه. اما اجازه میدم تا اشتباه کنن. چون اگه اون لحظه بهشون بگم قبول نمیکنن و احتمالا موضع بگیرن، و بعدشم خودشون به اون قوام و پختگی نمیرسن.

بنظرم بعضی وقتا مدیرا باید اجازه بدن کارمنداشون اشتباه کنن و این فرصت اشتباه کردن رو بهشون بدن تا کم کم خودشون رو پیدا کنن و رشد کنن. میدونم سخته ولی لازمه.

– بعضی وقتا می بینم داداشم که تازه سنش به بالای بیست سالگی رسیده اشتباه میکنه. پدر و مادرم ازم میخوان که؛ علیرضا تو باید بهش بگی که فلان کارو نکنه، یا این رفتارا رو انجام نده. اما من به پدر و مادرم میگم اجازه بدین شکست بخوره. شکستای کوچیک، کمک میکنه که رشد کنه، درست مثل داستان همین درس، که کمی زهر میتونه پادزهر باشه.

با این درس بیاد یکی از دیالوگ های فیلم “آخرین سامورایی” هم افتادم که میگه: “مردی که هرگز اشتباه نکرده باشد، شایسته ی اعتماد نیست”.

______________

من فکر میکنم خود طبیعت(و حاکم متفکر پشتش خداوند) هم، همیشه انسان رو در بوته ی همین آزمایش قرار داده تا به اینجا رسیده. بقول معروف “شکست نقشه ی طبیعت هستش، تا ما رو برای مسئولیت های بزرگ آماده کنه”.

نمیدونم خداوند (طبیعت) چقدر موفق بوده در پروژه ی “انسان پروری”ش. بنظرم هرچی که بوده، (با توجه به عکس-متن نسیم طالب در بالا) در این سیستم پیچیده، از این آسیب های کوچک ما نفع کردیم. چون تا الان خیلی خوب پیش رفتیم و قراره تا چند سال آینده از منظومه ی شمسی خارج بشیم.

پی نوشت: خیلی وقتا متمم و محمدرضای عزیز هم میدیدن که من توی ابراز نظرم توی بعضی مسائل اشتباه میکنم ولی با بزرگواری و سعه ی صدر صبوری کردن، تا من از میزان نفهمی ها و ندانستن هام (ایندفه دیگه احترام خودمو داشتم نگفتم “حماقت هام”) کم بشه و هنوز هم این صبوری رو میکنن تا من به اون شایستگی لازم برای حضور و همراهی با شما برسم. خودم خیلی جاها از ندانستن های خودم خجالت کشیدم. این هم فکر کنم مصداقی از همین درس بوده باشه.