Menu
نویسنده مطلب : صدرا علی آبادی

مطلب مورد بحث:

تعارض شناختی (ناهماهنگی شناختی)


این درس یک ربط مستقیمی با درس هشتم مدل ذهنی( علم تا عمل) داره و اونجا ما بر اساس صحبت های کریس آگریس گفتیم که ممکنه یکی از دلایل فاصله باور تا رفتارمون این باشه که ته ذهنمون به نظریه دیگه ای غیر از چیزی که فریادش میزنیم باور داشته باشیم.

خب این دو مدل رو من نمیتونم زیاد بهم ربط بدم جز این که با مدل آگریس ارتباط بیشتری برقرار میکنم.

 

در باره این  خطای شناختی جا داره بگم که خیلی خیلی این برام اتفاق میفته. اونقدر متعدد که تو یادم نمیاد اما یکی از تازه هاش رو مینویسم.

پدرم میخواست چند هفته پیش ماشینش رو عوض کنه و تحقیقات خودش رسونده بودش به یک گزینه که از بقیه گزینه ها بهتر بود. از من کمک خواست و من هم شروع به تحقیق کردم و به این نتیجه رسیدم که در همون رنج قیمت یک مدل دیگر هم هست که حاصل تحقیقاتم میگه که اون بهتره. برای پدرم توضیح دادم و قانع شد. متاسفانه تو بازار برخلاف قیمت های کاتالوگ این دو مدل اختلاف قیمتی زیادی داشتند و نمیشد که به راحتی تصمیم گرفت. اخر سر به پدرم گفتم در نهایت هر چه که بخریم مغزمون اون رو تبدیل به مدل بهتر میکنه پس بیا بیشتر از این منبع زمان رو هدر ندیم و هرکدوم رو که دلت باهاشه بخر.

حالب این که پس از خرید همین اتفاق هم افتاد دقیقا و دو نفری به کلی نتیحه رسیدیم که ماشینی که اون رو نخریدیم خیلی ماشین بدردنخوری بوده:)))