- usercontent - متمم
Menu
نویسنده مطلب : نادر آرین فر

مطلب مورد بحث:

فوبیای تصمیم گیری | ریشه تردید در تصمیم گیری


حالا یک تغییر کوچک انجام بدهیم:

ترس از فروش خونه و خرید یه خونه جدید. حالا بزار فعلا این خونه رو تعمیر کنیم تا ببینیم چی میشه.  

(بعد چند سال فروش نوسانی و کم سود) بزار لباس زمستونه اضافه کنم به بوتیک؛ اگه فروش خوب نشد اون موقع یه فکری میکنم.

امروز دیرتر میرم سرکار؛ اگه اعتراض کرد، اون موقع بهش میگم من دیگه با این شرایط نمیام کار کنم.

و…

فعلاً اولویت من نیست: 

من که فعلا دانشجو هستم. اول درسمو تموم کنم بعد میرم کلاس زبان ثبت نام میکنم.
درسته که کار خوبی دارم و سرمایه مناسبی جمع کردم. اما من که فعلا ۲۴سال بیشتر ندارم. کو تا ازدواج. بعدا در موردش فکر میکنم.الان من تمرکزم روی کاره. کار کار کار!
باید از یک مشاور کمک بگیرم: 

با چند تا از بچه ها هم صحبت کردم. همه موافق بودن. قرار امشب برم خونه داییم از اونم کمک بگیرم. احتمالا برم با یه بازاریاب خبره هم صحبت کنم. ببینم اونم موافقه یا نه. نظر اون خیلی مهمه.

به اطلاعات بیشتری نیاز دارم:

به نظرم همین که دوربینش خوبه و قیمتش زیر یه میلیونه انتخاب مناسبیه برا من. اما بزار بازم سرچ کنم که بعدا پشیمون نشم(همه جا هم از خوبیش نوشتن) در نهایت شروع به گرفتن نظر فروشنده ها میکنه. (در نهایت به تناقض میرسه!)

من حقیقتا به کارای فنی علاقه دارم. اما اینجا همش پشت میزم و باید یه سری عدد رو جمع و تفریق کنم. واقعا توی این سه سال سی سال پیر شدم. یه ساله دارم فکر میکنم که برم کارگاه آقای X کار کنم یا نه. خودمم نمیدونم! باید بیشتر پرس و جو کنم!

مکانیزمهای فرار:

به نظر من یکی از بزرگترین مکانیزم ها، نسبت دادن نتیجه تصمیمات به عوامل بیرونیه.درحالی که دلیل اصلی ترس از تصمیم گرفتنه.