Menu
نویسنده مطلب : شهاب ابوالحسنی

مطلب مورد بحث:

چند اشتباه رایج در درک مفهوم برند و برندسازی


در کلاس درس یکی اساتید ( جناب رحیم نظری ) در خصوص  برند و استرانژی برند سازی مثالی زدند که  دوست دارم آنرا اینجا با دوستان متممی ام شریک شوم:
فرض کنین در یک روستا یک پسر و دختر خانوم هستند که در سن ازدواج قرار دارند، خواستگاری این پسر از اون دختر خانوم، ویزیتوری است. وقتی نیازی هست و فقط یک نفر یا شرکت قادر به رفع آن نیاز هستند، یا اگر محصول، محصولی باشه که برند پذیر نباشد، در این موارد ویزیتوری کافی است.
وقتی یک دختر خانوم و ده پسر وجود داشته باشند، پسرها به خواستگاری دختر خانوم میرن و مزایایی که دارن رو ذکر میکنند و منتظر تصمیم دختر خانوم میمونند ، اینجا پسرها از استراتژی فروش استفاده کردند، من چنینم من چنانم و … شاید دختر خانوم انتظار احترام داشته باشه و همه پسرها از درآمد خودشون صحبت کنن که تفاوت در طبقات مازلو دیده میشه و ..
حالا فرض کنین ۹ پسر با استراتژی فروش به جلو برن ولی یکی از پسرها بیاد در مورد دختر خانوم و نیازهاش تحقیق کنه و طبقه نیازهای خانوم و خانواده اش رو بر روی هرم مازلو پیدا کنه و ببینه چه تخصص و دارایی هایی میتونه این نیازها رو برطرف کنه و بعد به خواستگاری بره و از خانوم بپرسه معیارهاش برای ازدواج چیه و بعد با اقدامات و تدارکاتی که قبلا دیده به خانوم نشون بده با چه نقشه و فعالیت هایی میخاد نیازهای خانوم رو برآورده کنه. این پسر از استراتژی بازاریابی استفاده کرده و مطمئنا اگه خوب تصور کرده باشین، شانس این یکی از بقیه پسرها بیشتره..
حالا فرض کنین پسری میخاد تعداد زیادی از دختر خانوما رو در سراسر دنیا تحت تاثیر قرار بده و آزادی انتخاب بدست بیاره، این پسر از برند سازی استفاده میکنه و خود را قادر به رفع نیاز قشر عظیمی از خانومها کرده و اینو با ابزارهاش بهشون نشون بده و اونا هم “باور کنن” که حق با این آقا پسره و قبولش کنن. این استراتژی برند سازیه!
خوب حالا ببینیم برند سازی چیست ؟ محصول یا خدمت در کارخانه تولید می شود ولی برند در ذهن ها ساخته می شود…
انسانها وقتی محصولی را می خرند همراه آن تصور خود از محصول را نیز می خرند. یعنی آنها “باور می کنند” که برند پشت تعهدات خودش است. برند مافوق محصول است، مشتری وقتی برندی را انتخاب می کند ترکیبی از محصول و تعهد برند را می خرد. پس برند یک ارتباط انتزاعی و احساسی بین مشتری و محصول/خدمت است. مشتری به برند اعتماد دارد. برند صاحب هویت، معتبر، جسور، قوی، ظریف، با کیفیت، قابل اعتماد، شورانگیز، حساس و موثر است، برای اینکه ببینیم برند سازی یا برندینگ چیست، ابتدا بزارین ببینیم، برند چه چیزی نیست؟
 
همانطور که در این درس اشاره شد ؛ برند ماموریت یا ویژن نیست، لوگو، تگ لاین یا اسلوگان نیست، سمبل یا علامت نیست، اسم زیبا نیست، محصول یا خدمت نیست، تبلیغات یا بازاریابی نیست، یک رنگ خاص نیست، یک اسم مشهور نیست! یک برند همه اینها همراه با چهار فاکتور است: اول یک پلن کسب و کار، دوم یک استراتژی بلند مدت، سوم یک تیم که به برند و تعهدات آن باور و ایمان دارند و چهارم جایگاه منحصر بفرد است!