Menu
نویسنده مطلب : علیرضا جاهد

مطلب مورد بحث:

نقاط اهرمی، نقاط کلیدی و نقاط مرزی در سیستمها


سلام

بنده دوست دارم در این تمرین به گونه ای دیگر شرکت کنم.

چند سال پیش فرصتی پیش آمد تا با تعدادی شرکت اکراینی آشنا بشویم و در مورد خاصی فعالیت مشترکی را شروع کردیم. چیزی که در مراوده با این شرکتها دستم آمد، قدرت عجیب علمی و تکنولوژیک بود که این شرکتها داشتند. با جرات میتوانم بگویم برخی از آنها در مرزهای علم قدم برمیداشتند و کارهایی که کرده بودند، سالها از همترازان خود در دنیا جلو بودند. ولی همه این تلاشها عقیم بود. با مراجعه به این درس میتوانم نقاط ضعف آنها را در وسع خودم ارزیابی کنم:

انها اعضای کلیدی یک سیستم های تک را دارا بودند ولی در اعضای اهرمی یا مرزی، واقعا کار مهمی انجام نداده بودند.

با وجود دارا بودن کارخانه های عظیم ساخت تجهیزات نفت، از کمترین امکان مشتری یابی حتی ارتباط با مشتری بی بهره بودند. بعنوان مثال اگر شما درخواست کاری به ایشان ارجاع میدادید، هفته ها طول میکشید تا درخواست شما از انگلیسی به روسی یا اکراینی ترجمه شود. تازه دردسرها بعد از شروع میشد. زبان مشترک تجارت جهانی را بلد نبودند. مثلا اگر قرار بود قیمتی بدهند، دریغ از یک کلمه توصیح فنی. یک عدد خشک و خالی. علیرغم اینکه تیم ما از مجموعه های ایشان و کارهایشان بازدید کرده بودند و قطعیت در توانمندی آنها وجود داشت، ولی همین عدم قدرت ارتباط گیری مناسب، باعث عدم اعتماد نهایی میشد.

برایم عجیب بود که میشنیدم خیلی از اختراعات و کشفیات اینها به ثمن بخس در اختیار برخی کشورها افتاده بود که اینک ما آنها را پیشرو در علم و تکنولوژی میدانیم، و خود اکراینی ها به نان شبشان محتاج بودند.

امروزه اگر دقت کنیم، همین معظل را در چرخه ثروت سازی خودمان نیز داریم. یادم می اید در یکی از کارهایمان به نورد خاصی نیاز داشتیم. هرچه گشتیم پیدا نکردیم و نهایتا مجبور شدیم طرح را عوض کنیم. سالها بعد روزی در شادآباد تهران می گشتم که در کمال ناباوری دیدم همان کار را پیرمردی از چهل سال قبل دارد انجام میدهد و کسی هم از او خبر ندارد.

امروز خیلی واحدهای تولیدی داریم که خوب تولید میکنند، ولی صد کیلومتر انطرفتر کسی از آن خبر ندارد.

یاد جمله ای از رایزن تجاری ایران و عراق افتادم که گفته بود: شما جای پای کمتر تولید کننده ای از ایران را در عراق میبینید و اگر چیزی هست، این طرف عراقی هست که آمده و از ایران پیدا کرده و برده.  و تاجر یا تولید کنند ایرانی هنوز در عراق پا ننهاده است. در حالی که شرکتهای ترک، عراق را مانند کف دستشان میشناسند و متناسب با هر اقلیمی، در دل عراق، بسته ماسب آنجا را ارائه میدهند.