Menu
نویسنده مطلب : آفاق رحمانی

مطلب مورد بحث:

از شمردن تعداد کلمات در نوشته‌هایتان غافل نشوید


تجربیات کم و بیش شخصی من این موارد را شامل شده:

اگر بپذیریم نوشتن نوعی چالشه و هر چالشی، برانگیزاننده ای مرکب و دارای فیدبک در راستای اهداف عملکردی است که آن چالش خاص پیرامونش شکل گرفته، پس شاید بتوان با افزایش دقت و سرعت نوشتن مطالبی که دقیقا بصورت علمی انتخاب شده  و آگاهی و ابتکار نویسنده در اون سهم مهمی داشته، بر شرح و توصیف حقیقی موضوعات مورد نظر تمرکز شده، در روند نوشتن، بتدریج به تم و زمینه اصلی در ادامه و بهبود فرایند نوشتن دست پیدا کنیم البته به همان شروطی که اشاره شد یعنی فوکوس روی مطلب، زمانبندی صحیح و دقت در انتخاب کلمات مناسب با روند موضوع نگاری یا تشریحاتی که متن را تشکیل خواهند داد.

ادامه و نظم در نوشتن، بعد از سالها رزومه ای شخصی از هر نویسنده در ناخودآگاه خود وی از آنچه هست و می خواهد باشد، بجا خواهد گذاشت، ضعف و قدرت حل مسئله و افق دید وی را به وی گوشزد خواهد کرد و منابع ارجح را جهت دستیابی به مرجعی جهت پرداخت های بهتر به وی خواهد شناساند.

درک حال و هوای نوع خاص خواننده و سطح برداشت وی با در نظر گرفتن وقتی که صرف خواندن مطالب نوشته شده خواهد کرد نیز به مرور به یک تجربه کلیدی برای نویسنده تبدیل خواهد شد.

چیزی که نباید در روند نوشتن فراموش شود یا به اهمال کاری گرویده و از رسالت نوشتن فاصله بگیره، هنر نویسنده در سازگار کردن طبع خواننده، موازی با تلاشیه که نویسنده در اثرش از اون بهره جسته. نویسندگی را همه در حد خود بهره ای دارند ولی نویسنده خوب از کلمات مناسب و کلیدی استفاده کرده و مثال های روشن زده و کمی سختگیری با روشی مخاطب پسند بلده تا مخاطبانش را پرورش بده. اینکه همیشه با طبع معمول و رایج روند کار پیش بریم، قطعا خوانندگان رو به زوالی خواهیم داشت که انگیزه نویسنده را هم مستهلک خواهد کرد.

تعداد کلمات، شاید تعداد دندانه های چرخدنده هایی باشند که خواننده در ساعت ذهنش برای درک حال و هوای زمانه، موقع خواندن مطلب ازش سود می برده ولی کدام ساعتی بدون تولید یا تبلور مفهوم یا رویدادی خاص و جالب که قراره در لحظه ای معین از این تقویم واره مبسوط خبر بده، شوقی در وجود مخاطب بیانگیزه. شاید شکست برخی از نوشته ها به مرور ناشی از افراط در ایجاد اشتیاق بی منطق یا بی تناسبی و کرخت کردن خواننده بوده باشه.