آیدا گلنسایی - کتاب درک یک پایان (جولین بارنز)
Menu
نویسنده مطلب : آیدا گلنسایی

مطلب مورد بحث:

کتاب درک یک پایان (جولین بارنز)


چیزی که در این متن فکر من رو به خودش مشغول کرد روی هم انباشتگی بود.

ضرب شدن شکست‌ها در یکدیگر!

حاصلش میشه چی؟

قتل، دزدی، بی‌رحمی، خشونت

واقعا همیشه سختی کشیدن نمی‌تونه از آدم یک انسان بسازه بستگی به این داره آیا اون سختی که کشیدیم برامون معنایی پیدا می‌کنه و حاوی ارزش می‌شه یا نه.

برای همین شخصیت داستان با ناآرامی داره به گذشته نگاه می‌کنه!

این متن من رو یاد اروین یالوم انداخت. ایشان در کتاب چگونه من اروین یالوم شدن شرح میده که به سفر هند رفتن و در اونجا در مدیتیشن شرکت کردن اما روشون موثر نبوده چون مدیتیشن تو رو میاره توی حال. اگه قراره ما فقط در اکنون باشیم پس نویسندگانی که زحمت روبرویی با گذشته و برخورد با تاریکی رو می‌کشند وجود نداشتن. خیلی کتابها معدوم میشدن.

می‌خوام بگم از نظر ایشان این ضرب شدن شکست‌ها و روی هم انباشتگی در عین اینکه رنج‌آور و مانع هست فرصت هم هست. باید فرصت‌ها رو در بحران پیدا کرد تا منِ محکم‌تری بسازیم.