Menu
نویسنده مطلب : محمد وفایی

مطلب مورد بحث:

هوش هیجانی (هوش عاطفی) و کاربرد آن در مدیریت و کسب و کار


هوش هیجانی مفهومی که این‌روزها طرفداران بسیار زیادی پیدا کرده‌است و متاسفانه به همین‌دلیل مدرسان زیادی هم از این شرایط سوء استفاده کرده و با اطلاعات نه‌چندان زیاد اقدام به تدریس آن کرده‌اند.

در مقام مقایسه می‌توانم آن را با مفهوم زبان بدن مقایسه کنم. البته صرفاً در زمینه تدریس بسیار زیاد آن توسط اساتید مختلف وگرنه قطعاً بحث هوش هیجانی بسیار مهم‌تر است.

خودم به عنوان شخصی که دارای هوش ریاضی بالایی می‌باشم اما متاسفانه مدت‌ها می‌دانستم که دارای هوش هیجانی پایینی هستم. این در حالی بود که اصلاً این کلمه را بلد نبودم اما می‌دانستم که در این زمینه بسیار ضعیف هستم و دلیل عدم موفقیت و یا موفقیت کامل در بسیاری زمینه‌ها به این‌مورد برمی‌گردد.

تحقیقات و بررسی‌های شخصی من روی انسان‌های مختلف در اطرافیان و دوستان، این قضیه را برای خود من ثابت کرده‌است که بالا بودن هوش هیجانی نسبت به هوش منطقی تاثیر بسیار بالاتری در موفقیت یا عدم موفقیت افراد دارد.

اگرچه این بررسی‌ها به صورت شخصی و محدود انجام شده و قطعاً می‌تواند دارای اشکالاتی باشد، اما در موارد بسیار زیادی این را به من ثابت کرده‌است که اهمیت هوش هیجانی نسبت به هوش منطقی یا ریاضی در رسیدن فرد به موفقیت بیشتر است.

در پایان یک غلط املایی که از متمم بعید است در متن مشاهده کردم که ممکن است اشتباه از نحوه برداشت من از این متن بوده باشد.

در انتهای تعریفی که برای پاسخ به سوال هوش هیجانی چیست مطرح شده است به نظر می‌رسد باید عبارت مدیریت عواطف و هیجان های خود و دیگران جایگزین مدیر عواطف و هیجان های خود و دیگران شود.