Menu
نویسنده مطلب : محمدرضا شعبانعلی

مطلب مورد بحث:

در مورد پول با چه کسی حرف می‌زنی؟


من بحثم رو در دو قسمت مطرح می‌کنم:

۱- معرفی مفهوم Mobility

۲- نقش تعامل با طبقات اجتماعی بالاتر و پایین‌تر در تسهیل Mobility

***

معرفی مفهوم Mobility

سال گذشته با مفهومی آشنا شدم که به من کمک کرد تا خیلی از تجربه‌ها و دانسته‌های قبلی خودم رو بهتر درک و طبقه‌بندی کنم.

این مفهوم Mobility بود.

Mobility در ادبیات روزمره، معنای جابجایی و امکان جابجایی می‌ده (موبایل از همین ریشه هست. اتومبیل هم همین‌طور).

اما معنایی که این واژه در جامعه شناسی طبقاتی داره کمی متفاوت و خاص‌تره: امکان جابجایی از طبقه‌ای به طبقه‌ی دیگه.

مثلاً Mobility Myth به معنای افسانه‌ی جابجایی طبقاتی هست. یعنی باور نادرست یا خیال خام در این زمینه که هر کس در هر طبقه‌ای باشد می‌تواند به طبقات بالاتر هم برود.

Mobility Right به معنای حق انسان‌ها در ارتقا به طبقات بالاتر در صورتی که شایستگی‌های لازم برای اون طبقه رو داشته باشند یا با تلاش کسب کنند.

Mobility Dream به معنای رویای جامعه‌ای که در آن انسان‌ها بر اساس شایستگی‌ها به طبقات بالاتر بروند یا به علت ناشایستگی به طبقات پایین‌تر سقوط کنند.

***

نقش تعامل با طبقات اجتماعی دیگر در تسهیل Mobility

به عنوان یک اصل در زندگی خودم پذیرفته‌ام که (بنابراین، اثباتی برایش ندارم. صرفاً پذیرفته‌ام):

هر یک از ما بسته به ظرفیت و توانایی و تربیت خود، می‌توانیم با افرادی که از طبقه‌ی ما فاصله دارند تعامل داشته باشیم.

مثلاً اگر جامعه را از لحاظ اقتصادی به ده طبقه تقسیم کنیم و من طبقه‌ی پنج باشم و شما هم طبقه‌ی پنج باشید، ممکن است من فقط در تعامل با طبقه‌ی ۴ و ۶ موفق باشم. اما شما به علت هوش اجتماعی یا تربیت یا آموزش یا هر عامل دیگری، بتوانید با طبقه‌ی ۳ و ۴ و نیز ۶ و ۷ در تعامل باشید. شاید هم بتوانید با طبقه‌های ۲ تا ۹ صحبت کنید.

فکر می‌کنم اگر کسی فقط در تعامل با طبقه‌ی خودش (در مثال من ۵) موفق باشد، به سادگی نمی‌تواند رشد اجتماعی را تجربه کند. چون با کسانی دمخور و همراه است که استانداردها، انتظارات، داشته‌ها، رویاها و ارزش‌هایشان احتمالاً تفاوت چندانی با او ندارد (به شرطی که بپذیریم سطح مادی زندگی به نوعی روی بخش قابل توجهی از تصمیم‌ها و رفتارهای ما تاثیر می‌گذارد یا تصمیم‌ها و رفتارهایمان تا حد خوبی روی سطح مادی زندگی‌مان تاثیر دارند).

بنابراین به نظرم باید تلاش من این باشد که با کسانی که از من کمی بالاتر هستند تعامل داشته باشم و البته فاصله‌ی اینها در حدی از من زیاد نباشد که از خودم ناامید شوم یا انگیزه‌ام را از دست بدهم یا وسوسه شوم که مانند زالو به آنها بچسبم و رشد کنم.

از سوی دیگر، شاید آنها که خیلی پایین‌تر از من قرار گرفته‌اند، به من حس رضایت یا غرور بدهند یا دغدغه‌های آنها، دغدغه‌های من را هم محدود کند.

 

البته این را فقط به فرض نگاه به طبقات اقتصادی گفتم.

اما فکر کنم همین را در زمینه‌ی طبقات رشد انسانی و طبقات اجتماعی و فرهنگی هم می‌توان گفت.

مثلاً من اگر دوستی دارم که خیلی بیشتر از من یا خیلی کمتر از من اهل مطالعه است، احساس می‌کنم هم‌نشینی با او بر انگیزه‌ی مطالعه‌ی من و روش مطالعه‌ی من تاثیر مثبت ندارد و حتی شاید تاثیر منفی داشته باشد.

اولی مقصد را بسیار دور و دومی وضعیت فعلی را بسیار مطلوب نشان می‌دهد.

پس من راز اهل مطالعه شدن را در هم‌نشینی با کسانی می‌دانم که از لحاظ مطالعه، در سطح من و کمی بهتر از من باشند.

کسانی که خیلی بهتر و خیلی بدتر هستند، برای این هدف هم‌نشین‌های خوبی نیستند. حتی اگر انسان‌های خیلی خوبی باشند.

فکر می‌کنم کسانی که Mobility را غیرممکن می‌دانند یا موانع زیادی در مسیر آن می‌بینند، تصور کودکانه‌ای از دنیا دارند و ترجیح می‌دهند دنیا به جای پله‌های زیاد، دشتی مسطح باشد.

اما اگر طی کردن تدریجی پله‌ها را بپذیرند و زیاد پایین را نگاه نکنند که سرشان گیج برود و زیاد بالا را نبینند که بترسند، می‌توانند از بسیاری پله‌ها (حتی اگر همه‌ی پله‌ها نشود) بالا بروند.