Menu
نویسنده مطلب : شهرزاد

مطلب مورد بحث:

یک پادکست برای زندگی بهتر، شادتر و بامعناتر


 پیش‌نوشت:
من تا حالا چند تا از پادکست‌های GGSC Podcast رو گوش دادم و به نظرم همه‌شون به نوعی جالب و شنیدنی و آموزنده بودند.

اما فعلاً دوست داشتم در مورد پادکست قدرت بیان عواطف عمیق
(The Power of Expressing Your Deepest Emotions) صحبت کنم که البته بعد یادم اومد که دوست متممی ما، هیوای عزیز هم در مورد همین پادکست در همین درس توضیح داده. برای همین، من زیاد وارد جزئیاتش نمیشم و دوست دارم فقط به چند نکته که برام جالب بود در این پادکست اشاره کنم:
***
این پادکست، همونطور که عنوانش گواهی میده، میخواد ما رو متوجه قدرت بیان و ابراز عمیق‌ترین احساسات مون بکنه.
* سلیمان – یک پسر افغان (که البته در حال حاضر در سان فرانسیسکو آمرکا زندگی میکنه) همونطور که خودش تعریف می‌کنه، بعد از یک دوره مهاجرت و پناهندگی در ازبکستان، در ۱۷ سالگی و پس از سقوط طالبان به افغانستان برمی‌گرده و اولین گروه موسیقی راک افغانستان – به نام Kabul Dreams رو با همراهی دوستانش راه می‌اندازه.
او بعد از این بازگشت، احساس آزادی می‌کرده برای اینکه می‌تونسته تا حدودی خودش رو ابراز کنه.
او بعد از بازگشت به افغانستان با خودش فکر می‌کنه که چی میشد اگه فضای محله‌های کابل به جای صدای گوشخراش انفجارها، با صدای گوشنواز موسیقی‌ای پر بشه که امید و انرژی مثبت رو به آدم‌هایی که از همه‌ی اون اتفاقات تلخی که همیشه در اونجا جریان داشته خسته‌اند هدیه میکنه.
 و این میشه که سعی می‌کنه به همراه گروهش، اجراهای خیابانی داشته باشه.
 یکی از آهنگ‌های زیبای او نامش Saturated Hopeهست.
علاوه بر Lyrics قشنگش، مفهوم اسم این ترانه هم برای من خیلی جالب بود:
امیدِ اشباع شده

به نظر میرسه که از Saturated Solution الهام گرفته.
وقتی که مایعی (مثل آب) اونقدر از ماده‌ای (مثل نمک) اشباع میشه که دیگه هیچ ماده‌ی دیگری توان حل شدن در اون رو نداره.
ازش اینطور نتیجه می‌گیرم که در شرایط سخت، ذهن مون رو اونقدر از امید اشباع کنیم که به هیچ فکر آزاردهنده‌ دیگری اجازه‌ی ورود ندیم.
یکی از جملاتی که در میان صحبتهای او من رو تحت تاثیر قرار داد جایی هست که میگه:
People are tired of what’s happening even then and now
او میگه: مردم از اونچه که در اونجا اتفاق میفته خسته اند. اونها موسیقی رو دوست دارند. موسیقی در تعریفش به عنوان یک هنر عمومی به شما کمک میکنه تا خیلی چیزها رو پشت سر بگذارید. و این چیزی بود که من رو بسیار امیدوار نگه داشت.
در شهری که هیچ چیز سرگرم کننده‌ای وجود نداره و مواد مخدر به راحتی و همیشه در دسترس مردم هست، شما باید بتونید انتخاب بهتری داشته باشید: عکاسی، هنر، موسیقی.
سلیمان به عنوان یک روش شادی‌بخش، تمرین ابراز کردن خودش به کمک نوشتن رو انتخاب کرده. او میگه بعد از اینکه فقط از اتفاقات روز مینوشته که مثلا شامل انفجارهای کابل میشد و اجازه نمیداد که او و همسالانش به مدرسه برن، سعی می‌کنه از این بنویسه که  در مورد اون اتفاق ها چگونه احساس می‌کنه.
او میگه قبلا برام سخت بود که احساسات عمیقم رو با دیگران به اشتراک بذارم چون حس می‌کردم اینطوری خودم رو در اولویت در رابطه با اون مسئله قرار میدم، در حالی که ممکنه خیلی های دیگه اون مسئله رو بیشتر از من تجربه کرده باشن. 
اما بعد به این فکر کردم که خوبه که در موردش صحبت کنیم و بعد با جستجو در گوگل یا خوندن بعضی وبلاگها احساس امنیت می‌کنیم چون متوجه میشیم که فقط ما تنها نبودیم که اون مسئله رو تجربه می‌کردیم. من با ابراز خودم به کسی امید میدم و او به کس دیگری امید خواهد داد.
او قدرت ابراز در نوشتن رو در این می دونه که با ابراز افکار و احساسات عمیق‌مون می‌تونیم از مرزهایی که به دور خودمون کشیدیم عبور کنیم و این چیزیه که بهش نیاز داریم و برای ما مفید خواهد بود.
* دکتر جیمز پنبیکر هم (با صدای قشنگش) از یکی از تحقیقاتش درزمینه ابراز با نوشتن حرف میزنه.
او میگه نتیجه تحقیقات به ما نشون داده که افرادی که از این روش استفاده می‌کنند، و از آسیب‌هاشون می‌نویسند، علاوه بر سلامت بیشتر و بهبود جسمی، با دیگران بیشتر و بهتر ارتباط برقرار می‌کنند، بیشتر می‌خندند، از وضعیت تحصیلی بهتری برخوردارند، خواب بهتری دارند،
و این وضعیت مدام ادامه دارد.
(It goes on and on and on)
و میگه چرا نوشتن می‌تونه مفید باشه؟
یکی به این دلیل که اون اتفاق تلخی که برامون رخ داه رو به عنوان جزئی از زندگی می پذیریم و باهاش کنار می‌آییم. همچنین  با این کار، اون تجربه رو به زبان، ترجمه می‌کنیم و همین موضوع میتونه نحوه سازماندهی اون اتفاق رو توی ذهن ما تغییر بده و باعث بشه درک بهتری از اون اتفاق پیدا کنیم. این همون توانایی ما برای روایت کردن داستان هاست که به نظر میرسه مهمه و به پاکسازی ذهن ما کمک می‌کنه.
و نکته‌ی جالب اینجاست که این کار کاملا رایگانه. شما نیاز به هیچ درمانگری ندارید و اگر علاقمندید که امتحانش کنید، فقط کافیه انجامش بدید.
و البته هر کس میتونه روش خودش رو پیدا کنه. و اگر روشی برای کسی جواب داده لزوما به این معنی نیست که روی شما هم جواب خواهد داد.
دکتر پنبیکر حرفش رو با این جمله  تموم میکنه (و با لحن قشنگ و دوست داشتنی ای که باعث میشه این جمله برای همیشه توی ذهن آدم باقی بمونه)
There’s no rules here
هیچ قانون و قاعده‌ای برای این کار وجود نداره.