Menu
نویسنده مطلب : سارا.

مطلب مورد بحث:

مفهوم خود و خود انگاره (Self-concept): رابطه شما با خودتان چگونه است؟


یه دختر، اما توی آرایشگاه و مطبهای زیبایی و پاساژها پیداش نمیکنی، منطقی طوری که بقیه بهش میگن بی احساس، اهل فکر و تحلیل، معتقد به تاثیرگذاری در دنیاست (هرچند کوچک) اما هنوز راهش رو پیدا نکرده و میترسه دیر شده باشه، اهل کار و مسئولیت پذیر، درون گرایی که شده بهش بگن غمگین، عاشق طبیعت و متنفر از توسعه زشت شهری، علاقمند به صدای طبیعت و موسیقی سنتی ایرانی و فراری از سروصداهایی که اسم موسیقی روشه.
 
این سوال “خودت رو تعریف کن”، همیشه جز مشکلات من بوده. در مصاحبه ها عمدتا پیشینه تحصیلی و کاری خود رو تعریف کردم و در همون حین تو ذهنم به خودم میگفتم “مگه من فقط در کارم خلاصه میشم؟” اما در جنبه های دیگه زندگی (مثلا هنری، ورزشی) دستاورد خیلی خاصی نداشتم که بخوام اونو عنوان کنم. کار هنری کردم ولی یا کنار گذاشتم یا اونو جزئی از شخصیتم نمیبینم چون کار حرفه ای نمیکنم (این شاید از کمال طلبی باشه که کار هنری که انجام میدم رو چون خیلی حرفه ای نیستم درش، میگم چیز خاصی نیست و مطرح نمیکنم). همینطور توضیح زندگی شخصی رو (اینکه مجردم یا متاهل یا بچه دارم یا نه)  خیلی خصوصی میدونم و هیچوقت در پاسخ چنین سوالی مطرح نمیکنم.