Menu
نویسنده مطلب : امین کاکاوند

مطلب مورد بحث:

نکته هایی در مورد موفقیت که کمتر به ما می‌گویند


توی کانال تلگرام فقط برای ۳۰ روز بحثی مطرح شد که دنیای بیرونی و دنیای ذهنی ما لزومن شبیه به هم نیستن.

این نکته برای افراد موفق به شدت وجود داره به نظرم. البته برای هرکس به یک درجه وجود داره اما وقتی کسی موفق می‌شه انگار حق نق زدن رو نداره دیگه. کسی که رشته و دانشگاه خوب قبول بشه اگر بگه حالش خوب نیست و شاید انتخاب های بهتری بود محکوم به کلاس گذاشتن می‌شه. تصویر یه آدم پولدار تو ذهن اکثر افراد کسیه که خیلی خوشحاله و تو جشن های مختلف هست و هیچ دغدغه ای نداره و اگر کسی بر خلاف این ها رفتار کنه محکوم به نق زدن الکی و گول زدن دیگران می‌شه و … .

به هر حال این تفاوت دردناک وجود داره و گاهی شرایط بازگشت‌ناپذیری رو ایجاد می‌کنه. مقاله ای رو می‌خوندم از خودکشی مدیرای شرکت های تکنولوژیک سیلیکون ولی که از بیرون موفق هم بودن! مثال دردناکش برای منی که موسیقی راک و متال رو خیلی دوست دارم افرادی مثل کرت کوبین هستن که از بیرون موفق هستن اما از درون فروریختن.

آیا هایی که تو این شرایط پیش میاد اکثرن بستگی به ارزش هر فرد داره. یکی از خودش می‌پرسه “آیا ارزششو داشت از چیزهایی مثل خانواده دست بکشم و به این هدف برسم؟” یا “آیا اگر توی شرایط چند سال پیش بودم به آدمی که الان هستم غبطه می‌خوردم؟” یا “آیا واقعن چیزی که بهش رسیدم همونی بود که فکرش رو میکردم؟” یا “آیا اگر تصمیم دیگه ای میگرفتم هرچند زیاد هم بر اساس معیارهای جامعه موفق نبودم ولی آیا خوشحال تر و راضی تر نبودم؟” و خیلی آیاهای دیگه.