Menu
نویسنده مطلب : علی رسولی*

مطلب مورد بحث:

من همیشه برنده‌ام! | گفتگو درباره کارتون


کارتون دوم، خواب:

انسان ها بیشتر بر اساس غریزه شون رفتار میکنن. اما برای اینکه توسط جامعه پذیرفته بشن، ناچار هستن که نقاب “خوب بودن” بزنن. این خوب بودن، لزوما فضیلت های اخلاقی نیست، بلکه هر چیزی است که جامعه تایید میکنه و برچسب “خوب” روش میزنه

 

کارتون سوم، چوب پنبه:

چقدر مصداق های زیادی از این کارتون رو دیدیم. وقتی بجای پرداختن به مشکلات، خبرنگارها یا افراد متخصص و دلسوز رو ساکت می کنیم.

 

کارتون چهارم، آتش یاب:

وقتی که خروجی یک تیم یا حتی یک شرکت صفره، صرفا بخاطر وجود روش های غلط، بروکراتیک، سلیقه ای و غیرعلمی. و جالب اینکه هیچ کس حرفی نمیزنه و اعتراضی نمیکنه، چون با خودش میگه به من چه (کار من فقط اینه که شلنگ رو نگهدارم)، من کار خودمو میکنم و حقوقمو میگیرم، مسئولیت هدایت تیم بر عهده فلانیه.

 

کارتون پنجم، شطرنج:

وقتی که زمین بازی (و بعضا حتی قواعد بازی) رو تغییر میدیم و دیگر رقابتی در کار نیست.

مثل استارتاپ ها که بهتره بجای درافتادن با شرکت های غول پیکر و رقابت در اقیانوس قرمز، روی نیش مارکت تمرکز کنن و وارد اقیانوس آبی (بدون رقیب) بشن.

یا مثل بز کارتن آخر که بجای پیروی از قواعد بازی که در مقابلش گذاشتن، مسیر خودش رو میره و زودتر به هدفش میرسه.

وقتی که همه آدم ها در هزارتوی جامعه درگیر بازی های مختلف (رقابت ها، چشم هم چشمی ها، اخبار و شایعات، هنجارها و …) هستن، این بز انگار که در زمین دیگری حرکت میکنه و با بی توجهی به بازی عوام، مستقیما به سمت هدف خودش میره.

 

کارتون