Menu
نویسنده مطلب : نریمان درافشان

مطلب مورد بحث:

اشتباهات و مشکلات رایج در مدیریت پروژه های کوچک چیست؟


مشکلی که من بیشتر از همه باهاش سر و کار داشتم، نبود یک هدف و دید مشترک بین اعضا است و خصوصا در دورکاری خودش رو بیشتر نشون میده.

هر کسی ممکنه در زندگی خودش اهداف دیگه‌ای هم برای خودش داشته باشه یا این کار رو خیلی جدی تلقی نکنه و موقت بدونه، وقتی پیشنهاد بهتری برسه، بالطبع معذوریت کمتری هم برای ول کردن کار برای خودش قائل هست. اگر رفتارهای ناخوشایندی هم در تیم دیده باشه، خودش عامل دیگه‌ای برای رفتن افراد میشه. این مسئله در نهایت به معنی بالا رفتن ریسک کلی در کارها میشه، اینکه کارها ممکنه به دلیل کمبود نیروی انسانی (استعفای نیرو و طولانی شدن جایگزینی او)، به تاخیر بخورند یا نیروی‌های جایگزین نتوانند آن کیفیت نیروی قبلی را داشته باشند. به همین دلیل، اگر نمی‌توانیم از نظر پیشنهاد مالی و … با پیشنهادهای کار دیگر مقابله کنیم، حداقل باید مقداری آمادگی برای چنین وضعیتی داشت. داشتن یک نظام مناسب برای تربیت جایگزین در پروژه‌ها، موضوعی هست که متسفانه تا الان با یک نمونهٔ موفق از اون سر و کار نداشتم

بعلاوه، چون اولویت‌ها فرق دارند، احتمال جدی‌ نگرفتن کارها و وظایف هم وجود داره. به شخصه این موضوع رو رفتار رو بیشتر در دانشجوها و پروژه‌های دانشجویی دیده‌ام.

به نظرم در خیلی از پروژه‌های کوچک، باید تا حد زیادی مفاهیم چابک (agile) بودن را در نظر داشت. برای مثال مشکل تمرکز نکردن روی محصول و نتیجه و درعوض چسبیدن به فعالیت‌ها. یعنی حاضر نباشیم تا راهکاری را که برای رسیدن به نتیجه طراحی کردیم، مورد ارزیابی و تجدیدنظر قرار دهیم. در صورتی که گاهی باید حاضر بود تا حتی فعالیت‌هایی که منابع قابل توجهی هم صرفشان کردیم رو متوقف کنیم و کارهای جدیدی رو شروع کنیم تا به نتیجه‌ای که نیاز داریم برسیم.

مورد مهم دیگه‌ای که در خیلی از پروژه‌ها متاسفانه وجود نداره، وجود یک نظام شفاف محاسبهٔ پیشرفت پروژه است. یعنی وزن هر فعالیت و شیوهٔ محاسبهٔ پیشرفت‌ها مشخص و جلوی چشم اعضا باشد. وقتی خیلی از اعضای تیم در جریان پیشرفت پروژه قرار نداشته باشند، به مرور انگیزهٔ خودشون رو از دست می‌دهند. ولی اینکه احساس کنند که کاری که عهده‌دار هستند، دقیقا چه میزانی در پیشرفت کار تاثیر دارد، چه کارهایی معطل تکمیل این بخش هستند و دیگران چقدر کارهایشان پیشرفت داشته، خود باعث افزایش انگیزه و احساس تعهد اعضاست.

وجود نظامی برای ارائهٔ شفاف اطلاعات مورد نیاز اعضا هم در انگیزه و تعهد اعضا تاثیر مناسبی دارد. فکر نمیکنم کسی علاقه به حضور در تیمی داشته باشه که مدیرش تمام اطلاعات رو در قبضهٔ خودش داره و باید به زور از او اطلاعات مورد نیاز رو بیرون کشید، عامل اصطکاک سازمانی است.