Menu
نویسنده مطلب : چراغی

مطلب مورد بحث:

خرید درمانی: راهکاری برای بهبود ناراحتی و افسردگی؟


واقعیتش  نکته ای  که در متن درس  درباره  تغییر توجه و احساس کنترل روی شرایط  در زمان خرید کردن به اون اشاره شده بود ،بخصوص در زمان افسردگی و غمگینی  رو در حدود سه سال پیش  تجربه کردم وبخوبی به یاد دارم. به علت مسئولیت و  فشار کاری و روانی  در یک برهه کوتاهی  ،وقتی عصرها بعد از کار به محل اقامت بر می گشتم،نمی تونستم راحت شام بخورم و استراحت کنم ،شب هنگام اتاق به نظرم  تنگ و استرس زا بود ،  روزهای  زیادی هم در محل کار تحت استرس گذرانده بودم و حدود سه هقته تا وقت مرخصی من باقی بود که در طول مدت باقی مانده  هر شب با تاکسی خسته و با ذهنی مشوش ، مسیر طولانی رو می رفتم   که در  بازار و پاساژها قدمی بزنم ،انسانهای دیگه رو ببینم که بدونه دغدغه های من  در شور هیجان خرید  هستند و زندگی در جریان ا ست ، شاید کمی آرامتر شوم،  درمذت  سه هفته شاید به اندازه یکسال و حتی بیشتر لباس  خریدم، دیگه  پول برام مطرح نبود ،شاید تصور بشه کرد که خرید دیگران باعث میشد من هم خرید کنم ،ولی نه ، اینکه فقط نگاه کنم و بقیه خرید کنند برام جالب نبود و ذهنم دائم مشغول بود و بیهوده گشتن توی فروشگاه ها ، باز هم ذهن رو از قید و بند افکار رها  نمی کرد ،بلکه انگیزه ی جستجو در  فروشگاه و مغازه ها برای  انتخاب و خرید لباس بود که توجه و تمرکز  ذهنم رو به موضوع دیگری معطوف  میکرد و باعث  می شد انرژی بگیرم   و بتونم یک روز دیگه  رو تحمل کنم.
 
نکته دیگه ای در مورد  خرید کردن و احساس کنترل روی شرایط را از گفته های  شخص روانشانسی بیان می کنم  که شاید نقل قول  می کردند به این مضمون که  وقتی ما قصد خرید به  مبلغ ده هزار تومان را داریم،از مقابل  هر فروشگاهی که عبور می کنیم ،این تصور درست را می توانیم داشته باشیم  که تمام اجناسی که قیمتشان زیر ده هزار تومان هست   میتوانند متعلق به من باشند و صاحب آنها باشم ، فقط کافیست انتخاب کنم کدام مورد را می خواهم و این حس خوبیست که قادرم انتخاب کنم و گزینه ها ی فروانی هستند که بالقوه مالک آنها هستم.
 
اما صرفا در مورد خودم ، هنگام خرید تحت شرایطی که توضیح میدم ،دچار خطایی میشم که  احتمالا از خطاهای شناختی ذهن نشئت میگیره بدینصورت که  هرگاه از یک نوع کالا  دوتا (دو عدد) خرید میکنم، بیشتر وقت ها فقط یکیش هست که استفاده خواهم کرد و دومی برایم جذاب نیست. مثلا در یک زمان  دوتا پیراهن میخرم یا دوتا تی شرت  با طرح یا مدل های  متفاوت ،اما بعد از خرید این حالت رخ می دهد و یکی از آن پیراهن ها یا تی شرت ها  برایم جذاب هست و دومی شاید اصلا مناسب نیست. به این نتیجه رسیدم که هنگام خرید یک کالا ، فقط یک مورد  باید خرید کنم و انتخاب دومین مورد  از همون نوع کالا را در خرید بعدی،  در زمان دیگری انجام بدم .