Menu
نویسنده مطلب : علی مظفری

مطلب مورد بحث:

نقاط اهرمی، نقاط کلیدی و نقاط مرزی در سیستمها


در بررسی اهمیت سیستم، تحلیل مبتنی بر مثال، بایست با وسواس زیادی همراه باشد، از آن مهم‌تر، تعمیم آن.
در درس تعریف سیستم و تفکر سیستمی آموختیم که به هنگام بررسی اجزای یک سیستم باید از سیستم فاصله گرفته و هر جز را بر اساس نقش و کارکرد آن بسنجیم، در مثال مقایسه صفرا و قلب، نقش صفرا ممانعت از ایجاد امولسیون پایدار روی چربی غذاست، با برداشتن صفرا، انجام این نقش توسط دهانه مجرای صفراوی و گشادشدن آن انجام می‌گیرد. پس وقتی می‌توان قضاوت بهتری از عملکرد کیسه صفرا داشت که نقش و کارکرد آن به عهده عضو دیگری نیفتند و امولسیون پایدار روی چربی غذا ایجاد شود، در دراز مدت درون عروق چربی رسوب کند، عروق تنگ و تنگ‌تر شوند و نهایتا خون به قلب نرسد و قلب از حرکت بایستد!(حالا کدام یک مهم‌تر است؟).
پس اینکه چون صفرا نیست و مشکلی پیش نیامده عضو مهمی نسبت به قلب نیست حرفی نیست که بشود به راحتی بر زبان آورد. بلکه باید دید آیا صفرا با رفتنش نقشش را نیز با خودش برده یا خیر!
همین نکته در مورد سایر مثال ها نیز برقرار است. آنجا که مطرح می‌شود مهندسان دست به اعتصاب زده‌اند، و یکی از نقاط کلیدی از میان رفته آیا دیگر چیزی تحت عنوان سیستم باقی مانده که بشود در خصوص اهمیت نسبی اجزا آن سخن گفت؟
و در حالتی که آبدارچی ها از میان برداشته شوند که می‌تواند تعیین کند که حد و مرز افت کیفیت چه خواهد بود؟ اگر آبدارچی با کارکردش از میان برداشته شود تضمینی برای مراجعه افراد به شرکت خواهد بود که بتوان در مورد کیفیت خدمات صحبت کرد؟

و در مورد مثال آخر نیز همانطور که در ابتدا مطرح شد از دیدگاه متفکر و تحلیلگر سیستمی، این آبدارچی با آن آبدارچی ماهیتا متفاوت است و طبعا این مسئله در اهمیت آن ها موثر خواهد بود.

 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟