Menu
نویسنده مطلب : سارا حق بین

مطلب مورد بحث:

مثل آب برای شکلات


سلام به دوستان

وقتی روح آدم زمین گیر و افسرده میشود، گذشته های تلخ و شیرین، هجوم می آورند؛ چه زیبا و توصیف ناشدنی است، نواختن و یا گوش دادن به موسیقی. خوشا به حال آنانی که موسیقی می نوازند. از کلاسیک ترین تا مدرنترین آلت موسیقی را در دست دارند. آنهاهمه رنجه یشان را به خاطره باد می سپارند. هم صدا می شوند با دریا، خلوت می کنند با خود. این لذت تکرار ناپذیر است و فراموش ناشدنی.

آری! زندگی نواختن یک موسیقی است؛ در تاریکی شب. در افق و یا هم در صحرایی که جز خدا، پرندگان و کوهها و دشت ها، چیزی دیگری نیست. موسیقی روح را متغیر می سازد. به قول معروف “موسیقی غذای روح است.”

مثل آب برای شکلات

هر موسیقی طبعی می خواهد؛ اما همه اش زیبا است. این روزگار و عشق من و توست که به یکی بیشتر گوش می دهیم و آنرا می نوازیم. شاید سیاستمداران مشهور شوند و نامشان ورد زبان عام و خاص گردد؛ اما هنرمندان محبوب می شوند. هنر با اندیشه و روح آدمی سرو کار دارد. هر آدمی اندیشه ای بیش نیست. ما خواسته یا نا خواسته دنبال هنر هستیم. هنر مهار ناشدنی است. زندگی بدون هنر و هنرمندی طاقت فرسا است.

وقتی اشعار شاعرانی چون مولوی، حافظ و امثال آن با تارهای حنجره کسانی که به ارزش هنر پی میبرند و عاشق هنر اند، نواخته میشود، به لذت هنر می افزاید. به موسیقی معنای دیگری میبخشد. خاطره های گذشته را رنگ دیگری میدهد. همه چیز به باد فراموشی سپرده میشود؛جز عشق.

 

سید بصیر مصباح