Menu
نویسنده مطلب : علیرضا امیری

مطلب مورد بحث:

داستان گرگها: تنها داستان واقعی زندگی


آفرین استاد

واقعا پاسخ های شما تحسین برانگیزه و آدمی رو به فکری عمیق و لذت بخش وامیداره.

من هم این نکته رو میخوام اضافه کنم که اتفاقا دنیای آدمها، بیشتر به دنیای گرگها نزدیکه.

من توی کوهستان گرگ زیاد دیدم، حتی یکبار در فاصله ی دو متری خودم با یه گرگ روبرو شدم و میتونست به من حمله کنه اما نکرد.

از این خاطر میگم دنیای ما به دنیای گرگها نزدیکه زیرا هم دنیای خودمون و هم دنیای گرگها رو خوب درک کردم. گرگها با اینکه حیوانات درنده ای هستن ولی اجتماعی زندگی میکنن، در فصول خاصی از سال به تنهایی پناه میبرن، بشدت حریص هستن و برای به دام انداختن گوسفندان نقشه میکشن، بشدت مراقب بچه ها و لانه شون هستن و خوی رام نشدنی دارن. اتفاقاتی که اگر بهتر نگاه کنیم اطرافمون میتونیم ببینیم

این هم تصاویری از یک گرگ که در فصل سرما در گودال آبی در روخانه ای کوهستانی  افتاده بود و توسط یکی از نزدیکانم با پایین رفتن از گودال و با شجاعت تمام گرگ خسته و در حال شنا را نجات داد:

داستان گرگها: تنها داستان واقعی زندگی

داستان گرگها: تنها داستان واقعی زندگی

داستان گرگها: تنها داستان واقعی زندگی

مچکرم