Menu
نویسنده مطلب : محمدرضا شعبانعلی

مطلب مورد بحث:

عصر محتوا: ایستگاهی جدید برای قطار توسعه


فکر می‌کنم تصور “جغرافیای بدون مرز” حداقل برای دو یا سه دهه‌ی آینده بسیار ایده‌آلیستی و دور از ذهن باشه.

لااقل در نگاه من، طی دو دهه‌ی آتی، “جغرافیای جدید” به معنای “جغرافیای بدون مرز” نیست. بلکه بیشتر، جنس متفاوتی از جغرافیاست.

جهان هنوز از لحاظ درک سیاسی (چه در سطح مردم و چه نخبگان سیاسی) با فضای بدون مرز فاصله زیادی دارد و به نظر می‌رسد که مفهوم مدرن ملت – دولت که طی چند قرن اخیر شکل گرفته است، هنوز حتی به بلوغ هم نرسیده است. چه برسد به اینکه دوران افول را طی کند.

بنابراین، می‌توان از اقتصاد محتوا به عنوان اقتصادی جدید که بر روی اقتصاد کهن Super-impose شده و سوار آن شده است صحبت کرد.

به این معنا که محتوا، بدون دردسر گمرک و سیستم حمل سنتی، به عنوان یک کالای فرا-مرزی از نقطه‌‌ای به نقطه‌ی دیگر جهان حمل می‌شود و تحویل می‌شود، اما قیمت محتوا، هنوز در سیستم مالی سنتی – که به نظر می‌رسد بیش از یک دهه یا دو دهه قدمت خواهد داشت و به سرعت جای خود را به پول دیجیتال نخواهد داد – جابجا می‌شود.

بنابراین، تراز محتوایی و تراز تجاری، حداقل در کوتاه مدت، اگر چه بر روی یکدیگر تاثیر می‌گذارند، اما تناظر مشخص و شفاف ندارند.

کافی است تصور کنید که مردم ما برای اینستاگرام محتوا تولید می‌کنند و از این طریق ترافیک را برای شرکتی مثل تاتا زیاد می‌کنند و سروری در آمریکا زیر بار می‌رود و شرکت های اینترنتی در داخل ایران ترافیکش را می‌فروشند و آنها هم از طریق سواپ کردن بسته‌های اطلاعاتی از شمال به جنوب کشور، از طرف دولت حمایت می‌شوند.

نهایتاً می‌توان گفت که صنعت محتوا و اقتصاد محتوا، فاصله‌ای دور از هم دارند اما جانشان به یکدیگر وابسته است و شاید هوشمندانه ترین بازی در این دو دهه، تحلیل ارتباط و اثر متقابل این دو حوزه بر یکدیگر باشد که به نظر می‌رسد تخصصی نادر و ثروت ساز و ارزش آفرین است.