Menu
نویسنده مطلب : آفاق رحمانی

مطلب مورد بحث:

در کدام حوزه تسلط کلامی نیازمند تمرین بیشتر هستیم؟


با دستگاه voice در تمریناتی که در منزل انجام داده ام، نزدیک به سیصد کلمه هم داشته ام بشرطی که در محیط تشنج و تنش نداشته و راجع به موضوعات رسمی و بی جان حرف زده باشم.

وقتی قراره در مورد انسانها و حالات و صفاتی که بهشون مربوط میشه حرف بزنم، بقدری دچار دغدغه ذهنی و ملاحظه کاری در انتخاب موضوع برای صحبت و نکته برای انتخاب و یا حتی ترجیح در حذف کلماتم میشم که جملاتم نامفهوم میشه. زمان هم عامل دیگریست که مثل داروغه جلو نظم جملاتم را میگیره و فعل و فاعل جملاتم را غارت میکنه.

صحبت در فضاهای بزرگ و با وجود حشرات ( که مجبور بشم مدام از سر و صورت بپرونمشون)  و باد که وضعیت ظاهریمو بهم میریزه و سروصداهای زیاد و نگاههای پرسشگرانه و بهت و تعجب و خشم و غیض هاییکه علتشون را نمی فهمم هم منو هول کرده و جملاتم در این شرایط ابتر و نصفه نیمه میشوند.

تقریبا فهمیده ام مشکلم اینه که تلاش نکرده ام به اصطلاح لُبِ مطلب را بی هیچ پیشداوری و پیشنویس ذهنی بدون واهمه مطرح کنم، این چالشیه که باید جدا بهش بپردازم.