Menu
نویسنده مطلب : سارا عظیمی خواه

مطلب مورد بحث:

انگیزه های درونی و انگیزه های بیرونی


من ورزش اسکواش رو با انگیزه ی درونی انجام میدم چون ظاهرا نیازی ندارم برای تناسب اندام یا رسیدن به وزن خاصی تلاش کنم و انقدرم حرفه ای نیستم که به دنبال رسیدن به مقام و جایگاه خاصی باشم.

یا نقاشی کشیدن برای من از اون فعالیت هاییه که حین انجامش متوجه گذر زمان نمیشم و ازش کسب در امد هم نمیکنم و صرفا یه انگیزه ی درونی برای خلق من رو به انجامش وا میداره!

خیلی از کارهایی که انجام میدیم هم انگیزه ی بیرونی داره (هم از جنس پاداش و هم از جنس اجتناب از مجازات و تنبیه)، مثلا فعالیت در اینستاگرام برای کسب حمایت اجتماعی و تا حدی اقناع نیاز به توجه انجام میشه، یا رعایت پوشش  برای من صرفا برای الزام قانونی و اجتناب از تبعات قانونی اونه. حتی فکر میکنم خیلی از کارهایی که ظاهرا از جنس مهربانی به دیگرانه صرفا انگیزه ی درونی نداره و من از کسب محبت متقابل و توجه طرف مقابل بهره مند میشم و گاهی مرز انگیزه های بیرونی و درونی در انجام این امور برای من خیلی باریک و حتی نامریی میشه.