Menu
نویسنده مطلب : آفاق رحمانی

مطلب مورد بحث:

نکته‌ای پیش از قضاوت کردن در مورد دیگران


مهمترین نتیجه ای که در زندگی شخصی خود یافته ام این هست که من مسوول کارهایی که خودم انجام داده و می دهم و نیز خواهم داد و رفتار دیگران با خودم هستم. این اواخر که بدنبال راه حلی برای درک چگونگی دریافت و باور این حقیقت بودم، کتاب اثر مرکب از دارن هاردی را مطالعه کردم که متعجب شدم از اینکه گاهی تجارب شخصی چطور مرز های میان جنسیت، فرهنگ، زبان و حتی دین و سایر امور را درهم می نورده و تشابهاتی اینچنینی بوجود میاره.

از بین کتابهای بیشماری که راجع به موفقیت و روراست بودن با خودم مورد دقت قرار داده ام، به دو نکته بیش از همه یقین پیدا کرده ام یکی اینکه در بدترین شکست ها از خودم حمایت کنم و دیگری اینکه روی هر موضوعی که به موفقیت و شکستم منجر شده یا خواهد شد، متمرکز باشم. منظورم از حمایت طرفداری و رای به تصویب نیست، منظورم تر و خشک کردن و تیمار روحیه که هر آزردگی را باید از سر بگذرونه و نباید با قهرهای روانی خودم را در درونی ترین ادراکات و احساسات و تصمیم گیری ها تنها بگذارم. منظور از تمرکز هم به قول دکتر لوییز هی که این دو نکته را بخوبی ازش فراگرفتم، اینه که نباید تشتت خاطری که بر اثر عوامل محیطی بر من حادث میشه، سررشته کارم را به اغتشاش برسونه.

تجربه هایی که از درون ما آغاز میشوند، وقتی تعمیم به دیگران می دهیم، معمولا کارساز نیست و مشخصا نمیشه پروتکل نهایی برای همه نوشت و چه بسا نتیجه عکس هم داده و منجر به پشیمانی بشه.

حتما برخی از ما با کسانی مواجه شده ایم که با درسی که از خودفریبی های دیگران گرفته اند، دست از خود فریبی برداشته اند یا برعکس، طوریکه در این پیام آمده، از خود شروع کرده و بعد به زبانی حقیقتگو راجع به دیگران رسیده اند. در این بین مثالهای متعددی هست که حتی هنر هم وقتی با زبان وجود هنرمند عجین میشه، زبان روشن و سلیس عصر و دوران خودشو پیدا می کنه و واقعیات زندگی مردمان دوره خودشو به تصویر می کشه مثل آثار رنوار که گفته اند آیینه تمام نمای دوره خودش بوده و در زندگی شخصی هم به همون روشنی و آرامی با خودش در صلح به سر می برده.