Menu
نویسنده مطلب : ساقی نبی لو

مطلب مورد بحث:

درباره اعتراف به اشتباهات


نظر شخصی خودم رو می‌نویسم.بنظر من اعتراف به اشتباه در خلوت خودمون می‌تونه سخت تر از اعتراف عمومی باشه. پذیرفتن و باور به اینکه واقعاً اشتباه کردیم، کار ساده ای نیست. ما در گفت و گوهای روزمره مون خیلی وقتا به ظاهر اعتراف به اشتباه می‌کنیم، حتی گاهی اوقات برای فیصله دادن به یک بحث که حوصله ادامه دادنش رو نداریم اما وقتی اون رویدادِ خاص تموم می‌شه، اعتراف ما هیچ اثری برای تکرار نکردنش در آینده نمی‌گذاره.همون طوری که محمدرضا در فایل فرهیختگی اشاره کرد، این یک نوع مسئولیت پذیریه که ما بپذیریم (قلباً باور کنیم) که اشتباه کردیم و در صدد این بربیایم که نه تنها تکرارش نکنیم، بلکه جبرانش هم بکنیم.اعترافی که تغییر عملکرد رو به دنبال نداشته، در واقع با باور اشتباه همراه نبوده و فایده چندانی نداره.

این جمله سنکا، در واقع حتی یک جورایی تاییدیه بر چیزایی که من از دیدگاه کارن هورنای در موضوع خودکاوی یاد گرفتم. ما در خودکاوی، وقتی قراره گذشته‌مون و حس و حالمون رو تشریح کنیم، مهم ترین بخش شاید اعتراف به این باشه که کدوم رفتارها و کدوم انگیزه‌هامون اشتباه بوده. ما تا نپذیریم که اشتباه کردیم، (به قول کارن هورنای) مقاومت های درونی ما از بین نمی‌ره و یک جورایی این اشتباه انگار تو وجود ما رسوب کرده و به هویت ما چسبیده. اعتراف میتونه نوعی از شناخت باشه، یعنی من اشتباهم رو شناختم که میتونم بهش اعتراف کنم. (البته که اعترافِ خالی، کافی نیست ولی اعترافِ درونی، قدمِ رو به جلو و اقدام مثبتیه).

اعتراف عمومی (که تکرار نکردن و جبران رو به دنبال داشته باشه) می‌تونه باعث ایجاد اعتماد بشه. چون یک جورایی تعصب رو از بین می‌بره.

چیزی که میتونه خیلی مهم باشه اینه که شخصیتِ ما رو با چیزی که الان هستیم قضاوت کنند. اگر ما در گذشته اشتباهی کردیم و حالا دیگه هیچ اعتقادی بهش نداریم و باورمون تغییر کرده، نباید با گذشته مون قضاوت بشیم.اگر فرضاً من ۱۰ سال پیش دیدگاه نادرستی درباره یک موضوعی داشتم و براش متنی نوشتم و در فضای مجازی و خیلی جاهای دیگه پخش و خونده شده و حالا دیدگاهم تغییر کرده و به دیدگاه اشتباهم اعتراف می‌کنم، نباید با گذشته‌ای که دیگه هیچ شباهتی بهش ندارم، قضاوت بشم. (فکر می‌کنم تغییر محسوس عملکرد و دیدگاه خودش پذیرش اشتباه باشه و الزاماً نباید در ملأ عام به صورت کلامی گفت که من اشتباه کردم!)

تجربه ای که خودم داشتم (البته اینی که مینویسم رو کمی پیشرفته ترش کردم!):
نوشتن چیزی شبیه سناریو، می‌تونه در شناخت اشتباه و راحت‌تر اعتراف کردن بهش، کمکمون کنه. اینکه بعد از هر اشتباهی، روی یک برگه نام همه افرادی که متاثر از اشتباه ما بودند رو بنویسیم و سعی کنیم خودمون رو بجای اون افراد بگذاریم و حس و حال خودمون رو نسبت به رویداد پیش اومده و اثراتی که میتونه بذاره و… بنویسیم. بعدش راحتتر می‌تونیم اشتباهی که کردیم رو بپذیریم و (حداقل) از درون به خودمون اعتراف کنیم که اشتباه کردیم و تلاش کنیم که جبرانش کنیم :)

 
برخی از سوالهای متداول درباره متمم
متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟