Menu
نویسنده مطلب : سمیرا سلطانی

مطلب مورد بحث:

معنی Engagement یا "درگیر شدن با یک محصول یا کسب و کار" چیست؟


۱

شاید برای متمم زمان هر دیدار و وقتی که کاربران متمم برای خواندن مطالب و دیدن بخش های مختلف صرف می‌کنند، از همه مهمتر باشد. و وقتی زمان بیشتری با متمم می گذرد ، پس به نظر می‌رسد کاربر از این همراهی احساس خوبی دارد و ارزیابی صریح او نتیجه‌ی مثبتی به همراه دارد و برای همین با دیگران هم درباره‌ی آن صحبت می کند. با این حال ایمیل‌های هفتگی باعث می شود متمم در زمان مشغله‌ی کاری هم فراموش نشود و زمان زیادی از آخرین دیدار نگذرد و این درگیری ذهنی قطع نشود. در نتیجه تعداد دیدار هم از یک حد خاصی پایین تر نمی آید.

به نظرم امتیازدهی متممی‌ها هم به نوعی بازی‌سازی است و بعد از هر بار ورود نیم نگاهی به امتیازات و بررسی سیر تغییرات آن برای کاربر جالب است. اگرچه هدف اصلی امتیاز نیست و البته نوعی احساس موفقیت و یادآوری احساس موفقیت در سیستم آموزشی گذشته را هم به همراه دارد.

شاید ارزیابی توصیفی تیم  متمم ازعملکرد کاربران به صورت خصوصی درگیری ذهنی را بیشتر کند چون کیفیت ارتباط کاربران را بهتر می‌کند.

۲

به نظرم می‌توان تا حدی کتابفروشی دنج را با کافی شاپ مشابه سازی کرد. چون آنجا هم زمان بیشتر دیدار می‌تواند در فروش بیشتر یا صحبت کردن با دیگران و ارزیابی صریح تاثیرگذار باشد. خیلی وقتها آدمها فقط نمی‌خواهند کتاب بخرند و ببرند، می‌خواهند کتابها را ورق بزنند، از قفسه‌ای به قفسه‌ی دیگر بروند و خیلی اتفاقی کتابی را بخرند که از یک جمله یا حتی اسم آن خوششان آمده است و حس خوبی نسبت به آن دارند. در حالی که در کتابفروشی سر خیابان احتمال آمدن مشتریان فستخرید خیلی بیشتراست و تعداد دیدارها مهمتر از زمان دیدار است. کافه کتابها، جشن امضای کتاب، سخنرانی و نقد و بررسی کتابهای مهم یا تازه منتشر شده و… از جمله کارهایی است که مشتریان علاقه‌مند به کتاب(یا نویسنده یا مترجم )  را با یک کتابفروشی خاص که می‌تواند همین کتابفروشی دنج باشد، بیشتر درگیر می‌کند. کارهایی که اخیرا بعضی از نشرها (که مثل کتابفروشی‌ها همه نوع کتاب ندارند و به نوعی حال همان کتابفروشی دنج را دارند) انجام می‌دهند تخفیف مثلا  ۱۰ درصدی بعد از میزان خرید مشخص است یا همکاری با بعضی از کافه ها و تخفیف آن کافه به خاطر خرید از یک نشر خاص.

۳

به نظرم شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای و مدل کار، یک بازی‌سازی خیلی حساب شده است و شبیه بازیهای کامپیوتری که با به دست آوردن امتیاز خاصی، امتیازهای بیشتری به دنبال آن به فرد می‌رسد. و این به دست آوردن امتیازهای بیشتر افراد را ترغیب می‌کند که مجموعه‌های خود را گسترش دهند. برنامه‌های درون هر شرکت و آموزش های آنها همه مواردی است که ذهن افراد را بیشتر و بیشتر با موضوع درگیر می‌کند و با برنامه‌ریزی آموزشی تلاش می‌کنند تا زمان کمی از آخرین دیدار گذشته باشد. حرف زدن با دیگران هم پایه‌ی کار است و اصولا افرادی که سرمایه اجتماعی بیشتری دارند، بهتر می‌توانند پیشرفت کنند.