Menu
نویسنده مطلب : نریمان درافشان

مطلب مورد بحث:

مدل کوه یخ در تفکر سیستمی | آیا به تفاوت رویداد و روند توجه دارید؟


۱- روند: فعالیت دانش‌آموز و دانشجو سر یک کلاس درس یا پروژه

رویدادهای مختلفی ممکن است رخ دهد، از خراب کردن یک امتحان و انجام ندادن یک تکلیف یا بیمار شدن در یک مدت یا تاخیر داشتن سر کلاس …

در این شرایط، شناخت کلی‌ای که معلم از یک شاگرد به دست میاورد، باعث عکس‌العمل‌های مختلفی می‌شود، شاگردی که همیشه درس و اخلاق خوبی داشته و  روزی به هر دلیلی تکلیف انجام نداده، یا آزمونی رو خراب کرده، معمولا با عکس‌العمل آسانگیرانه‌تری از سمت معلم مواجه می‌شود.

همین بحث عینا دربارهٔ کار پایان‌نامه هم صادق است، کاری که دانشجو طی چند ماه انجام داده یک روند است که در ذهن استاد راهنما ثبت شده (کیفیت کلی کار، وقت صرف شده، گزارش‌های هفتگی و ماهانه، ارائه‌های قبلی، اخلاق و رفتار و …). جلسهٔ دفاعیه صرفا یک رویداد است که شاید به دلیل استرس و … نمایانگر تمامی زحمات دانشجو نباشد. این جزو مواردیست که استاد راهنما باید در جلسهٔ هیئت ژوری به نحوی منتقل کند.

۲- روند حل مسئله (تجربهٔ خودم از حل مسائل هندسه)

معلمی داشتیم در درس هندسه که میگفت باید یک شیوهٔ منطقی برای حل مسئله‌ است و نیازی ندارد که لزوما باهوش هم باشید. هوش مانند یک جرقه در یک لحظه به شما راهکاری می‌دهد و ممکن است بتوانید مسئله را حل کنید (مثلا یک خط اضافی در مسئله بکشید!)، ولی اتکای صرف به هوش و اینکه منتظر جرقه زدن باشید، در مسائل المپیادی کمتر به نتیجه می‌رسد.

صحبت آن زمان رو میتونم امروز به این ادبیات ترجمه کنم: شیوهٔ منطقی و نظام‌مند حل مسئلهٔ ریاضی یک روند است، جرقه‌های هوش و الهام صرفا تعدادی رویداد هستند که بگیر و نگیر دارند.

واقعا هم در بسیاری از مسائل هندسه، اینکه چرا باید یک تبدیل هندسی انجام داد یا خطی اضافه نمود، یک دلیل منطقی واضح دارد که باید با تفکر صحیح به آن رسید، وگرنه اینکه به ناگاه یک خط اضافه ترسیم کنیم، شبیه شعبده‌بازی می‌شود.

۳- در بازی فوتبال

روند: کیفیت کلی بازی (خوب بازی کردن، سرعت و تکنیک مناسب بازیکنان، جذاب بودن بازی و …)

رویداد: اشتباهات فردی، اشتباهات داوری، خوردن گل و …

وقتی یک تیم بازی با کیفیتی به نمایش بگذاره، حتی با وجود شکست، باز هم بازی خوبی بوده. ولی متاسفانه در لیگ خودمون، میبینیم که تیم روند بازی بسیار بدی داشته، تیم از اجرای یک تاکتیک تیمی عاجز بوده، بعد همه دربارهٔ اینکه اگر داور آن اشتباه را نمیکرد گل نمیخوردیم و پیروز بودیم و …

در حقیقت، بد بازی کردن خودشان را در نظر نمیگیرند و صرفا تقصیر را به گردن چند رویداد کوچک می‌اندازند.