Menu
نویسنده مطلب : محمد مقیمی

مطلب مورد بحث:

پروژه پایانی درس تصمیم گیری


دست نگه دار محمد
قبل از اینکه از دفتر بری بیرون چند دقیقه بایست و به حرفام گوش کن
عصبانیتت رو درک میکنم
به حرمت ۲۹ سال باهم بودن(یکی بودن) ازت میخوام چند دقیقه به حرفام گوش کنی
اون برگه چیه توی دستت؟ توش چی نوشتی؟
نمیخواد چیزی بگی میدونم به زعم خودت با یه متن محترمانه یکی از هنجارهای اجتماعی رو به یه آدم بی فرهنگ یادآوری میکنی! اونم با کلّی متلک و کنایه.
لابد پیش خودت فکر کردی طرف با خوندن این نامه منقلب میشه و تصمیم میگیره دیگه ماشین(یا به قول تو لگن) خودش رو جلوی دفتر کار دیگران پارک نکنه و مزاحمت بوجود نیاره.لابد انتظار داری بعد خوندن نامه متحول بشه و بیاد جلوی در و همسایه بابت اینکه یه صبح تا ظهر کسب و کارت رو مختل کرده، ازت معذرتخواهی کنه. لابد گمون کردی همه اون تیکه هایی که تو نامه نثارش کردی رو نادیده میگیره. بعد هم همه چی ختم به خیر میشه و ازینکه بادرایتت این معضل خانمانسوز رو برطرف کردی ، به خودت مرحبا میگی. نه . دست نگه دار . توی ذهنت دنبال توجیه نگرد . تو برانگیخته شدی و فراموش کردی طبق فرایند دوگانه اندیشیدن و تصمیم گیری؛ تصمیم شهودی خودت رو میخوای با سیستم دوم منطقی جلوه بدی و توجیه کنی. دست از لجبازی بردار تا بتونم کمکت کنم.بیا قبل ازینکه به خاطر این تصمیمت پشیمون بشی یه بار دیگه جوانب کارو بسنجیم. خوبه آدمی مثل تو که اینهمه اهل مطالعه ست تصمیماتش روی طیف تصمیم گیری نزدیک به سمت سیستم دوم باشه.
بگو ببینم هدفت ازین کار چیه؟ خواستت چیه؟ مگه غیر ازینه که میخوای این آقای به قول تو بی فرهنگ ، دیگه ماشینشو جلوی پله دفترکار تو پارک نکنه؟ مگه برای تو اهمیتی داره که این آدم با چه مکانیزمی تشخیص بده کارش اشتباهه؟ مگه اینکه طرف با خوندن متلکهای تو ، حالش گرفته بشه، چیزی به تو اضافه میکنه؟
اصلاً کی گفته این آدم یه دهاتی(نه به معنای روستایی) بی فرهنگه؟ همین که ساکن فلان روستاست و از ده سالگی درس و رها کرده و شغلش چیپه و سر و وضعش ناجور کافیه که بهش لیبل نفهم بودن میزنی. یا اینکه سیگاری بودن و مدل موهاش رو دیدی و انگ الوات بودن بهش میزنی؟ شاید دچار خطای ناشی از دسترسی سریع به اطلاعات شدی! یا اینکه وقتی سر صبح اومدی و خیابون خلوت رو دیدی، گرفتار خطای ناشی از مهمتر فرض کردن آخرین خبر شدی و حتی یه درصد احتمال نمیدی شاید دیشب که اینجا شلوغ بوده، طرف جای پارک نداشته و بالجبار اینجا پارک کرده. شاید بیخودی از طرف متنفری و به خاطر ظاهرش داری قضاوت غلطی راجع به شخصیتش میکنی.
در هر حال من توصیه میکنم ماجرای تفکر واگرا و هم گرا رو نادیده نگیری و فکر نکنی این بهترین و تنها راه حل ممکنه
حالا با شنیدن این حرفا اگه دوسداری یه اشتباه تکراری رو بازم مرتکب بشی و انتظار نتیجه ی متفاوتی داری من کاری از دستم بر نمیاد
امیدوارم توی این چند دقیقه اونقدر خشمت فروکش کرده باشه که لااقل از تصمیمت منصرف بشی
.
پی نوشت: ماشینشو جلوی دفتر کارم پارک کرده بود و رفت و آمد مختل شده بود
تا ظهر منتظر موندم بیاد برداره نیومد
روی یه برگه نوشتم: «آقای محترم که با پول گاو و گوسفندات ماشین خریدی، اینجا محل کسبه، لگنت رو اینجا پارک نکن»
وقتی نامه رو خوند با سه نفر دیگه به دفتر حمله کرد و درگیر شدیم
کمترین خسارت این تصمیم اشتباه برای من ۳۰ میلیون تومن دیه بود که بصورت قسطی دارم پرداختش میکنم