Menu
نویسنده مطلب : فروزنده مدنی

مطلب مورد بحث:

دن اریلی و ماجرای خوردن در بوفه رستوران‌ها


والا من دراین جور مواقع به هر چیزی فکر می کنم جز اینکه هزینه طرف مقابل رو ببرم بالا! به هرحال انتخاب این نوع روش توسط رستوران به معنای اینه که کف و سقف هزینه ها مدنظر قرار داده شده و لذا به نظرم مسخره است که با هدف بالا بردن هزینه ها مشغول پرخوری شم.مهم تر از هر چیز به نظرم اینه که بعدشم عذاب وجدان از پرخوری نداشته باشم و البته لذت کافی هم ببرم.غیر از پرخوری البته اسراف هم به اندازه کافی فکرم رو مشغول می کنه.

به تجربه بهم ثابت شده هر چی انتخاب محدودتری داشته باشم لذت  بیشتری می برم و احساس رضایت بیشتری هم دارم لذا برای انتخاب حتما تست می کنم و بعد به میزان لازم سرو می کنم.

توی مهمانی ها هم همینطوره.اتفاقا هر چه کمتر می خورم بیشتر طعم به خاطرم می مونه!

یادم میاد توی یه مهمانی مجلل وقت شام مهمان ها به میز شام حمله کرده بودن و بشقاب ها پر بود از انواع و اقسام خوراکی های موجود .در آخر کار وقتی مهمان ها میز رو خلوت کرده بودند یکی از خدمه که نسبتا میانسال هم بود یک بشقاب شوید  باقالا با گوشت کشید و با آرامش مشغول خوردن شد اون شب با خودم فکر می کردم شاید تنها کسی که فهمید چی خورده و چه طعمی داشته و به اندازه کافی از اون طعم اقناع شده همان خدمه میانسال بود