Menu
نویسنده مطلب : هومن کلبادی

مطلب مورد بحث:

پروژه پایانی درس استعدادیابی مقدماتی


با سلام

با خوندنِ مباحثِ استعداد یابی و آشنایی با مفاهیمِ این مبحث ، متوجهِ یافته هایِ زیادی دربارۀ خودم و نقاطِ قوت و ضعفِ خودم شدم :

اینکه در تجسم فضایی و درک  ساختارها ، نیمچه استعدادی دارم و فکر می کنم با صرفِ زمانِ مناسب و توسعۀ این مهارت ، میتونم در کارهایی که نیازمندِ این مهارت هست ، تا حد زیادی ، موفق باشم و نتایجِ خوبی بگیرم . گواهی بر این مدعا ، میتونه اذعانِ اطرافیان در خصوصِ مهارتِ رانندگیِ خودم هست و اینکه کارهایی از این دست رو تقریباً بهتر از خیلی ها انجام میدم (خودشیفتگی)

در خصوصِ توانمندی و استعدادِ استقرا ، فکر می کنم تا حدی یه بویی ازش بردم و از این توانمندی در مقاطعِ مختلف و در کار و زندگیم ، بهره بردم

خیلی اهلِ ایده پردازی نیستم و معمولاً سعی می کنم روی ایده هایی که برام مشخص تر و معین تر هستن ، وقت و انرژی بذارم .

یه گرفتاریِ همیشگیم ، سرعت مطالعه بوده و هست ؛ عملاً ی آدمِ کند خوانِ واقعی هستم ؛ یادمه که در زمانی که دبیرستانی بودم ، کتاب و نوارِ دوره های تندخوانیِ نصرت رو خریدم که مثلاً تندخوان بشم ولی یادمه که تمرین هاش رو با تقلب انجام میدادم که خودم رو گول بزنم و همچنان یک کند خوانِ واقعی هستم . البته دقتِ بالایی دارم ( مثلاً ) . خودم رو گول میزنم که از خودم خجالت نکشم . مثلِ اون بنده خدا که رفت طوطی بخره ، به جاش بهش جغد قالب کردن ؛ یکی ازش پرسید “طوطی که خریدی حرف هم میزنه ؟” . گفت “حرف نمیزنه ولی خیلی دقت می کنه” .

توانمندی در استدلالِ تحلیلی من هم به نسبت خوبه و معمولاً تحلیلهای مناسبی انجام میدم . البته اعتراف می کنم که بعد از آشنایی با متمم ، خیلی صبورتر شدم و سعی می کنم ، تحلیلهام رو از تحلیلهای احساسی ، به تحلیلهای منطقی ، تبدیل کنم ولی خیلی جایِ کار داره .

میونۀ خیلی خوبی با اعداد دارم و شاید بتونم بگم انقدری که اعداد رو می تونم حفظ کنم ، هرگز توانایی حفظِ کلمات و عبارات و تعاریف رو ندارم و معمولاً با اعداد ، رابطۀ خیلی خوبی برقرار می کنم .

استعدادِ سیلوگرامِ من ، روز به روز ، کمرنگ و کمرنگ تر میشه و فکر می کنم تحتِ تاثیرِ عواملِ محیطی و بیرونی ، به شدت داره تحلیل میره ؛ یادمه یه زمانی (جوان که بودم) به راحتی عبارات و کلمات و اجزایِ زبانهایِ دیگه رو یاد می گرفتم ولی الان ، همونها هم با بدبختی به خاطر میارم و عملاً انگار تواناییِ فراگیریِ زبانِ جدید رو ، رسماً ندارم .

حافظۀ طراحیِ من هم تعریفی نداره و خیلی نمیتونم تصویرِ شفاف و روشنی از محیط رو به خاطر بسپارم . البته فکر می کنم این عارضه ، تا حد زیادی به مشغله های بی دلیلِ ذهنی و روزمره ، بستگی داره و امکانِ بهبودش هست .

از نظر تفکیکِ رنگ ها ، تا حد زیادی با عارضۀ کوررنگی مواجه هستم و خیلی وقت ها ، با این مسئله ، چالش های بسیار جدی داشتم و دارم .

در استعدادِ نگاه به جلو ، خیلی فرد موفقی نیستم و اصولاً اهلِ صبوری و دوراندیشی نیستم . بیشتر ، عملگرا هستم و سعی می کنم رشدِ تدریجی و مرحله به مرحله و ملموس رو تجربه کنم و در عین حال ، بلندپرواز هم هستم .

در مهارتِ تسلط بر انگشتان ، نسبتاً خوب هستم و کارهایی که نیاز به این مهارت دارن رو تا حد زیادی ، خوب و درست انجام میدم

استعداد موسیقی و تشخیصِ صدایِ من هم نسبتاً قوی هست و در نواختنِ ساز ها و شناختِ اصوات ، تقریباً برتریِ قابلِ ملاحظه ای نسبت به هم سن و سالهام داشتم

در کل ، فکر می کنم با خوندنِ این مبحث ، در خصوصِ خودشناسی و آشنایی با خودم و استعدادهایِ داشته و نداشتۀ خودم ، قدم هایِ خوب و موثری برداشتم و فکر می کنم در سریِ دوم و پیشرفتۀ این مبحث ، مطمئناً با راهکارهایی برای توسعۀ مهارتهایِ خودم ، خواهم یافت