Menu
نویسنده مطلب : سمانه هرسبان

مطلب مورد بحث:

بهترین تفریح را به کار تبدیل کنیم یا کار را به بهترین تفریح؟


این قضیه خیلی وقته ذهن منو درگیر کرده که آیا باید مسیر زندگیمو عوض کنم یا نه؟

من کلا از تحقیقات و جستجو درباره موضوعی که اطلاعاتی راجب بهش ندارم، لذت خیلی خیلی زیادی می برم. من عاشق اینم که موضوعی رو ندونم و برم درباره اش تحقیق کنم و بفهمم چیه، وقتی هم که می فهمم خیالم راحت می شه وآلارامش تو مغزم خاموش می شه. وقتی هم ذهنم درگیر یه موضوع می شه حتی برای لحظه ای نمی تونه بهش فکر نکنه و تقریبا تمام وقتمو هم براش می ذارم. شغلی که الان بهش مشغولم  تحقیق و جستجو و انجام دادن آزمایش تا یافتن چیزی است. ولی در مورد مسایلی که به کارم مربوط می شه ذهنم ۲۴ ساعته نیست. یه وقتایی حتی دلم میخواد وقتی از سرکار برمیگردم کلا درمورد یک حوزه دیگه مطالعه کنم چون از اون حوزه لذت بیشتری می برم. همیشه هم سر این قضیه خودمو سرزنش می کنم که باید تکلیفمو با خودم روشن کنم. البته الان با توجه به کامنتایی که خوندم و خود درس می بینم نباید خودمو سرزنش کنم. :-)

ولی خوب اون قضیه قورباغه جان چی میشه، که تو چند جهت نمی تونه بپره؟